::وبلاگ قرآنی کوثر::

شایسته است دعا كننده در حال دعا توجّه داشته باشد كه وى مملوك خداوندگار توانا و قاهرى است كه بر او آگاهى و اشراف دارد و اینكه بنده هیچگاه بى نیاز از مولایش نبوده و هیچ زمانى نیست كه خواسته اى از او نداشته باشد. و نیز توجّه داشته باشد كه خداوند - جلّ جلاله - كه مالك همه چیز اوست ، داراى بزرگترین جلالت و بزرگى و شكوه و والایى است و وى كه بنده اوست ، در پست ترین مرتبه فرو مایگى و پستى و كاستى قرار دارد و از سویى اصل و خاستگاهش به ترتیب مراحل آفرینش از خاك و گِل و گل سیاه بدبوى متغیّر و آب پست است و از سوى دیگر دستش از ناحیه زندگانى و وجود و تندرستى و تدبیر اصول سعادتمندى در دنیا و آخرتش ، خالى است.
پس اگر بنده با وجود این خصوصیّت ها ، اگر با مولایى كه همواره به او نیكى نموده و توانا و قاهر است و بر او آگاهى و اشراف دارد، مخالفت نموده و این مخالفت را به آن خاستگاه ناتوان و آسیب پذیر و پست و نكوهیده اش بیافزاید و جلالت و اقبال و توجّه خدا به خود را كوچك بشمارد و در كردار و گفتارش با او ستیز كند و نظرش بر خلاف نظر او - كه در تمام حالات به صلاح بنده است - باشد ؛ باید هنگام دعا و مناجات بسان بنده برده خیانت پیشه و ذلیل در پیشگاه مولاى خویش ایستاده و همانند شخص فرومایه با شخصیّتى عزیز و بزرگوار و شخص حقیر نیازمند با مالك بى نیاز و والا و بزرگ و چون فرد ناتوان ناچیز با مولایى كه بیم و هراس از او دارد و گفتگوى خیانت پیشگان و جنایتكاران با كسى كه از همه مالكان بزرگتر است و هر وقت كه بخواهد توانایى انتقام گرفتن را دارد او را مورد خطاب قرار دهد.

مقدّم داشتن مقصود حضرت حقّ و اشتغال به یاد او :

همچنین باید هنگام دعا و مناجات مقصود خداوند - جلّ جلاله - از فراخواندن تو به محضر مقدّسِ وجود خویش را بر مقصود خویش كه درخواست رحمت و جود و بخشش است ، مقدّم بدارى ، به گونه اى كه هنگام دعا لذّتى كه از ستایش و تقدیسِ بزرگى و تعظیم شأن و مقام او و اعتراف به احسانش احساس مى كنى ، نزد تو محبوبتر از برشمردن حوایج خویش باشد ، اگر چه خواسته هایت از امور مهمّ دارفنا بوده و یا براى دفع بزرگترین بلاها و گرفتاری ها باشد.
اى بنده ، اگر خداوند - جلّ جلاله - را از روى یقین مى شناختى ، مسلّماً مى دیدى كه اشتغال داشتن به حفظ حُرمت و حقّ رحمت او ، تو را به اجابت و مساعدتى كه خواسته توست ، زودتر نایل مى گرداند.
چنانكه در روایت آمده كه امام صادق (ع) فرمود :
همانا خداوند - عزّوجلّ - مى فرماید : هركس به جاى مسئلت نمودن از من ، به یاد و ذكر من مشغول گردد ، برترین عطایایى را كه به درخواست كنندگان از خود مى دهم ، به او عطا مى كنم.

اینك مى گویم : آنچه را كه من در این مقام از پیشوایان اسلام كه مقتداى ما هستند ، مى دانم این است كه پیامبر اكرم - علیه افضل السّلام - فرمود برترین دعا ، دعاى من و دعاى پیامبران پیشین است. آنگاه تنها كلمه لا إِلَه إِلا اللّه را بر زبان جارى نمود و ستایش خدا را بجا آورد. عرض شد كه : كجاى این كلام ، دعاست ؟ حضرت - كه درود هاى خداوند بر او و خاندان او و بر اصفیاء و برگزیدگان پیش و بعد از او باد - فرمود كه (بدین مضمون) كدامیك از این دو ، به منظور دعا كننده و مسئلت كننده آشناتر و سزاوار ترند كه فضایل از او درخواست شود ؟
آیا خداوند - جلّ جلاله - یا عبداللّه بن جذعان ؟ آنجا كه امیّة بن ابى الصّلت او را ستود و گفت :

اءَاءَذْكُرُ حاجَتى ، اءَمْ قَدْ كَفانى
حَیاؤُكَ؟ إِنَّ شیمَتَكَ الْحَیآء
إِذا اءَثْنى عَلَیْكَ الْمَرْءُ یَوْماً
كَفاهُ مَنْ تَعَرَّضَهُ الثَّنآء

- آیا حاجتم را ذكر كنم ، یا شرم و حیاى تو از برآورده نكردن خواسته ام براى من كافى است ؟ زیرا شرم و حیا سرشت و خوى توست ؛ اگر روزى ، كسى ثناى تو را گوید ، كسى كه مدح و ثنا متوجّه اوست (یعنى خود تو) براى او كافى خواهد بود.

بدین ترتیب و طبق معناى این شعر : مدح و ثناگویى ممدوح در برآورده شدن حوایجِ ستایشگر كفایت مى كند ، پس خداوند - جلّ جلاله - به خاطر كمال بخشش و رحمتش به برآورده كردن حوایج شایسته تر است.

عواقب سوء غفلت در حال دعا :

بنابراین هرگاه دیدى ، قلب و عقل و نَفْس تو هنگام تضرّع و بر این اوصاف متّصف است ، بدان كه در محضرِ وجود و جوُدِ خداوند قرار گرفته اى و چه عنایت ها و چه كلید سعادتمندی ها و زود مستجاب شدن دعا كه نصیبت گشته است !
ولى اگر دیدى قلبت به غفلت و عقلت به فراموشى گرفتار است و به جاى اشتغال به خداوند - جلّ جلاله - امور دیگر به خود سرگرم نموده و در حال دعا گویى به یقین احساس مى كنى كه گویى در محضر هیچ كس ‍ نیستى و در پیشگاه خداوند بلند پایه اى كه خداوندگار عالمیان است قرار ندارى و خاكسارى عبودیّت و بندگى بر چهره ات نمایان نیست و هیچ خوف و هراسى از هیبت و شكوه بزرگ الهى ندارى و حدّاقلّ حالت جنایت پیشگان و بزهكاران نافرمان را نیز كه هنگام دیدن مولایشان لرزه به اندامشان مى افتد ، ندارى ، مسلّماً بدان كه به واسطه گناهانت از خداوندى كه به همه نهانی ها آگاه است ، محجوب گردیده ، و به خاطر عیب ها و كاستی هایت از آن مقام دوست داشتنى بر كنار گشته و به جهت ویران نمودن قلبت از رسیدن به خواسته ات ممنوع شده اى ، لذا بترس از اینكه خداوند - جلّ جلاله - به عدم ایمان تو گواهى دهد زیرا كسانى را كه خداوند - جلّ جلاله - به بى ایمانى آنان گواهى بدهد به هلاكت و گمراهى مبتلا خواهند شد.

به خداوند بزرگ و پاكیزه مى فرماید :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنوُنَ الَّذینَ إِذا ذُكِرَ اللّهُ، وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ؛ وَ إ ذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ، زادَتْهُمْ إِیماناً، وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ (انفال ، آیه 2)
- تنها كسانى مؤمن هستند كه وقتى یاد از خدا مى شود ، دلهایشان مى لرزد و هنگامى كه آیات خدا بر آنان خوانده مى شود ، بر ایمانشان افزوده مى گردد و تنها بر پروردگارشان توكّل مى نمایند.
پس بسان بنده اى كه مولایش بر سوء بندگى و پلیدى درون و شیوه ناپسند او آگاهى پیدا كرده ، و از درگاهش رانده و از آستانه اش دور نموده ، او را از جمله این گونه عذاب نموده كه به جاى مشغول نمودن به شرافت مقام رضا و خشنودى خویش ، به دنیا سرگرمش نموده است ، بر حالِ نَفْس خویش گریه كن .
بنابراین ، اگر با وجود دارا بودن صفات نكوهیده اى كه ذكر نمودیم ، استجابت دعاهایت به تاخیر افتاد ، مسلّماً گناه از ناحیه توست و تو بودى كه بر اساس باور درست ، مولاى خویش را نخوانده و بر در توفیق او نایستاده اى.

منبع : کتاب فلاح السائل





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 46 )    ...   7   8   9   10   11   12   13   ...   


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic