تبلیغات
::وبلاگ قرآنی کوثر:: - اصلاح الگوی مصرف و نقش متقابل دولت و مردم
 
::وبلاگ قرآنی کوثر::
سعید کوشافر
 

نامگذاری سال 88 با عنوان اصلاح الگوی مصرف از سوی مقام معظم رهبری در شرایط فعلی کشور نشان از بینش دقیق و درک هوشمندانه شرایط موجود کشور از سوی ایشان و نگاه رهبر فرزانه انقلاب به آینده برای تحقق برنامه های چشم انداز 20 ساله کشور دارد.

این نگاه موشکافانه چنانچه در میان سران سه قوه نیز با همین رویکرد مورد پیگیری قرار گیرد منجر به شکوفایی اقتصادی، اجتماعی و رفاه بیشتر مردم در کنار مصرف بهینه کالاها و خدمات دارد.

اما آنچه که اکنون بسیاری از کارشناسان و دلسوزان نظام را نگران کرده است برخورد شعاری، شتابزده و بدون پشتوانه علمی و عملی با این مسأله شده است، گو اینکه طی روزهای اخیر بسیاری از دولتمردان و نمایندگان مجلس در اظهاراتی عجولانه از شکل گیری کمیته، ستاد، طرح و برنامه هایی خبر داده اند که هنوز هیچ خبری از آنها نیست.

علاوه بر آن، نباید این پیام را منحصر به همین سال کرد، بلکه باید آن را از این پس تا زمانی که مردم کشورما حداقل به استانداردهای جهانی برسند خود از فواید آن بهره مند گردیده و مروج این فرهنگ شوند، تداوم بخشید.

در همین راستا ذکر چند نکته به نظر ضروری می رسد که کارشناسان مختلف نیز به آنها اشاره کرده و هر کدام بخشی از آن را مورد تدقیق و تحلیل قرار داده اند.

 
چرا اصلاح الگوی مصرف؟

برای حل یک مشکل باید اول آن را خوب بشناسیم و زمانی که برای ما تمام ابعاد مشکل روشن شد، برای هر بخش از آن راه حل ارایه کنیم. در بسیاری از موارد که مشکلات به رغم اقدامهای ظاهراً فراوان همچنان پابرجاست، مسأله اصلی این بوده که مشکل به طور درست شناسایی و یا به عبارتی واکاوی نشده است.

واقعیت این است که طی 40 تا 50 سال گذشته، فراوانی و ارزانی برخی محصولات و خدمات باعث شده تا مردم ما نسبت به صرفه جویی در آن بی رغبت شوند، در واقع صرفه جویی در مصرف این خدمات و محصولات، آنقدر در زندگی آنها تأثیری نداشته که خود را به زحمت انداخته و نسبت به کاهش یا اصلاح مصرف خود اقدام کنند.

از طرف دیگر برخی نیز که به فکر کاهش یا اصلاح مصرف خود افتاده اند، با یک حساب سرانگشتی دریافته اند که حداقل در کوتاه یا میان مدت، به صرفه اقتصادی دست نخواهند یافت.

اما اکنون که کشور قرار است یک خیزش در عرصه اقتصادی را تجربه کند و تمام آنچه را که در گذشته عقب ماندگی داشته در برنامه چشم انداز جبران نماید، باید راهی را پیماید که سالهای سال است کشورهای توسعه یافته پیموده اند.

این حرکت نیاز به همکاری مردم و مسؤولیت پذیری دولتمردان دارند، مردم باید آگاه شوند و در جریان قرار گیرند که چرا باید به اصلاح الگوی مصرف خود بپردازند و دولت باید علاوه بر اطلاع رسانی در این امر پیشقدم باشد.

 
نقش مردم و دولت در اصلاح

مردم همانطور که گفته شد، چنانچه بدانند چه ثمراتی از بابت اصلاح الگوی مصرف عاید آنها می شود یا از چه عواقب ناگواری جلوگیری خواهد شد، قطعاً خود وارد گود شده و اقدام به اصلاح الگوی مصرف خواهند کرد، اما این همکاری مردم چند پیش شرط دارد.

اول اینکه مردم باید بدانند، در چه زمینه و برای چه باید الگوی مصرف خود را اصلاح کنند. این وظیفه به طور قطع بر عهده دولت است که نسبت به اطلاع رسانی در این زمینه اقدام کند، اگر چه طی سالهای گذشته و به ویژه سال گذشته این اقدام از سوی برخی سازمانهای دولتی مانند گاز، آب یا برق با پخش برخی تیزرهای تلویزیونی انجام شده، اما به نظر می رسد این اقدام ناکافی باشد، علاوه بر آن نباید به چند تیزر تلویزیونی یا چاپ چند بروشور اکتفا کرد، بلکه باید با حضور در مدارس، دانشگاهها و نمایشگاه و اجتماعات مردمی این اطلاع رسانی را به طور کامل انجام داد و مردم را به طور کامل توجیه کرد.

دومین مسأله برای همکاری مردم آموزش راههای اصلاح الگوی مصرف است، چه بسا بسیاری از مردم به رغم تمایل فکری، راههای عملی صرفه جویی و بهبود بهره وری را نمی دانند.

چنانچه مسؤولان هر بخش این راهها را به مردم ارایه دهند، قطعاً با استقبال آنها مواجه خواهد شد، اما در همین راستا نیز باید به دو نکته توجه داشت، اول اینکه کم هزینه ترین راهها به مردم ارایه شود یا حداقل برای هر قشر راهکاری متناسب با درآمد آنها ارایه شود، دوم اینکه این راهکارها جنبه عملی داشته باشند و صرفاً توصیه هایی نباشد که از برخی کتابهای خارجی ترجمه شده باشند و در زندگی و شرایط و فضای زندگی مردم ایران قابلیت اجرا نداشته باشند.

اما سومین مسأله وجود ابزار و لوازم لازم برای اصلاح الگوی مصرف است، چنانچه مردم را توجیه کنیم، راهکاری مناسب را هم آموزش دهیم، اما ابزار و امکانات اجرای اصلاح الگوی مصرف مهیا نباشد، قطعاً به نتیجه نهایی نخواهیم رسید، به عنوان مثال چنانچه لامپ کم مصرف در بازار موجود نباشد یا قیمت آن آنقدر گران باشد که عملاً امکان تهیه آن وجود نداشته باشد، چطور می توانیم توقع داشته باشیم مردم مصرف برق خود را اصلاح کنند.

چنانچه هر سه این موارد مهیا باشد مردم بیشترین و بزرگترین نقش را در اصلاح الگوی مصرف داشته و همواره نشان داده اند که برای رشد و شکوفایی کشور آماده و حاضر در صحنه هستند، پس می توان روی مردم حساب کرد.

 
توجه به تولید

کارشناسان حوزه صنعت و معدن بر این باورند که اصلاح الگوی مصرف، بدون اصلاح الگوی تولید اگر غیرممکن نباشد، بسیار دشوار است.

این قشر ابزار لازم برای اصلاح الگوی مصرف را در تولید جستجو می کنند و عقیده دارند تا ابزار ارزان و مناسب برای اصلاح الگوی مصرف تولید نشود، نمی توان مردم را به رعایت الگوهای جدید تشویق کرد.

تولید خودروهای پرمصرف، لامپهای پرمصرف، شیرآلات ساختمانی فاقد لوازم لازم برای صرفه جویی و لوازم گاز سوز فاقد برخی استانداردها از جمله مواردی است که حداقل در امور روزمره هر شهروندی بکار می آید و ارتباط تنگاتنگی با تولید دارد.

حال آنکه اکنون این مسأله مورد غفلت واقع شده و طی روزهای اخیر، پس از بیانات مقام معظم رهبری هم کمتر به آن اشاره شده است.

شاید هم چون شرایط و زمینه های تغییر یا اصلاح الگوی تولید نیازمند برنامه هایی مدون و دقیق، صرف کارشناسی و هزینه و زمان بر است، برخی ترجیح می دهند به این حوزه وارد نشوند.

البته شکل گیری این الگوی تولید نیز محصول یک یا چند روز نیست و سالها زمان لازم است تا بتوان صنایع و تولید کنندگان را توجیه کرد تا در راستای تغییر الگوی مصرف عمل کنند و البته این تغییر باید همزمان و هم راستا با تغییر الگوی مصرف مردم باشد.

 
تغییر الگوی واردات

یکی از مؤلفه های اقتصادی هر کشور نوع و میزان واردات آن می باشد، به این گونه که هر چه تراز صادرات آن کشور بر واردات برتری داشته باشد، سطح توسعه یافتگی در آن کشور افزایش می یابد، اما نوع واردات و صادرات نیز ملاک و معیار دیگری است که می توان نشان دهنده رفتار اقتصادی آن کشور باشد.

در حال حاضر ترکیب عمده صادرات کشور ما نفت، منابع معدنی و محصولات کشاورزی و ترکیب عمده واردات، کالاهای ساخته شده، ماشین آلات و سوختهایی چون بنزین و گازوئیل است.

این مسأله باعث شده تا عملاً کشور ما بر پایه درآمدهای نفتی استوار شده و توجهی به این سیکل معیوب در واردات نشود، در حالی که چنانچه قرار باشد اصلاح الگوی مصرف تغییرکند باید ابتدای الگوی واردات و سپس صادرات را تغییر داد، به گونه ای که از ورود کالاهای لوکس، تجملی و تزیینی جلوگیری کرد یا آن را به حداقل رساند و در مقابل به جای صدور مواد اولیه، چه نفتی و چه معدنی، کالاهای مصنوع کشورمان را صادر کنیم.

این اصلاح رویه خود در بسیاری از موارد به اصلاحاتی در بهره وری و اشتغال و همچنین رفاه مردم و استفاده مناسب تر از انرژی و آب و خاک خواهد شد.

 
اصلاح الگوی بهره وری

اگر به خاطر داشته باشید اواخر سال 87 رئیس جمهور کشورمان در یک مصاحبه دلیل کندی رشد اقتصادی کشور را عدم تحقق بهره وری موردنظر دولت در سال 86 و همچنین سال 87 برشمرد.

این مسأله منوط به این دو سال نیست، بلکه در این دو سال مورد توجه ویژه قرار گرفته و توانسته رشد مطلوبتری را تجربه کند، این در حالی است که هنوز با ارقامی که از آنها به عنوان استاندارد جهانی یاد می شود فاصله زیادی دارد.

اما اصلاح بهره وری را هم باید در چند بخش جستجو کرد، ابتدا به بحث بهره وری در تولیدات صنعتی و معدنی می پردازیم.

هم اکنون صنایع و معادن کشورما از نظر اتلاف مواد اولیه در تولید کالای نهایی اگر بالاترین رقم را نداشته باشند جزو بالاترین ارقام در دنیا هستند.

این مسأله فقط به اتلاف مواد اولیه محدود نمی شود، بلکه صنایع و معادن ما، در مصرف انرژی نیز جزو پرمصرف ترینها در دنیا می باشد. دلیل اصلی بی توجهی به بهره وری در صنایع و معادن کشور وفور منابع و انرژی و ارزان تمام شدن هر دو اینهاست، اما در مقابل این بی توجهی باعث شده که کالاهای تولیدی آنها اکنون و در شرایطی که تولید رقابتی در جهان جدی شده است، نتواند در مقابل تولید سایر کشورها، حتی با وجود تعرفه پیروز میدان باشند و میدان را به نفع واردات خالی کرده اند.

اصلاح بهره وری در صنایع و معادن در واقع حلقه واسطه میان واردات و مصرف کننده است که باعث می شود، اصلاح الگوی مصرف از واردات به سمت تولید ارزان و با کیفیت داخلی متمایل شود.

اما بخش دوم اصلاح بهره وری باید در بخش کشاورزی اتفاق بیفتد، جایی که استراتژیک ترین نیاز کشور یعنی غذا تولید می شود، هم اکنون کشور ما در این بخش نیز حائز مقامهای بیشترین مصرف آب در واحد سطح کمترین میزان برداشت محصول می باشد، این در حالی است که بسیاری از کشورهایی که حتی از نظر منابع آبی وضع بسیار بهتری نسبت به کشور ما دارند، سالهاست که روشهای آبیاری، کاشت، داشت و برداشت خود را اصلاح کرده اند.

کشور ما نه تنها در بخش آبیاری و کاشت که در بخش برداشت محصول نیز دارای بهره وری بسیار پایینی است، به گونه ای که 25 درصد محصول در حد فاصل مزرعه تا مصرف هدر می رود.اصلاح الگوی این بخش به همراه اصلاح الگوی مصرف مردم باعث خواهد شد که در بسیاری از محصولات کشاورزی دیگر نیازی به واردات نداشته باشیم.

اما بخش سوم اصلاح بهره وری نیروی انسانی یا به عبارتی نیروی کار است.هم اکنون برخی کار مفید روزانه هر ایرانی را حدود نیم تا یک ساعت ارزیابی می کنند، در حالی که شاید هر نیروی کار زمانی بیش از 10 ساعت در روز را سرگرم کار باشد.

به نظر می رسد فرهنگسازی و توجه به وجدان کاری و البته وجود قیدها و ضوابطی برای پرداخت حقوق و مزایای متناسب با کار انجام شده می تواند در بهبود بهره وری نیروی کار بسیارمؤثر باشد.

 
اصلاح قیمتها

همانطور که گفته شد و بسیاری از کارشناسان، دولتمردان و برخی نمایندگان مجلس نیز بر آن صحه گذاشتند؛ تأثیر تعدیل قیمتها بر اصلاح الگوی مصرف است.

بی شک تعیین قیمت تمام شده هر محصول و خدمات باعث خواهد شد تا سطح عمومی قیمتها در کشور افزایش یابد و شاید اولین و مهمترین پیام آن کاهش مصرف خواهد بود.

البته در این میان باید مدنظر داشت که قبل از واقعی شدن قیمتها، سایر زمینه ها که به آنها اشاره شد، مهیا شده باشد، از طرفی وضع به گونه ای نباشد که اقشار پایین دست جامعه دچار تنگناهای معیشتی شوند.

دولتمردان و برخی نمایندگان مجلس و تعدادی از کارشناسان لایحه هدفمند کردن یارانه ها را در همین راستا ارزیابی می کنند و تصویب آن در مجلس و اجرای هر چه سریعتر آن را در حصول به اصلاح الگوی مصرف از طریق قیمت مؤثر می دانند.

 
اصلاح فناوری و ایجاد فضای رقابتی

تکیه بر فناوریهای تاریخ گذشته و متکی بر مصرف انرژی در کشور ما باعث شده تا محصولات و خدماتی تولید شود که امکان رقابت در یک بازار آزاد را نداشته باشد، بنابراین مجبور می شویم برای عرضه آن یک فضای انحصاری نیز ایجاد کنیم.

اکنون در شرایطی در کشور ما نیروگاههای کم بازده فعالند که در سایر کشورها بر تولید برق از منابع انرژی تجدید شونده مانند آفتاب و باد تأکید می شود و خودروهایی با مصرف بالا درحالی در کشور ما تولید می شود که دنیا به سمت سوختهای دیگر گام برمی دارد.

بنابراین اصلاح فناوریهای تولیدی و ایجاد یک فضای رقابتی دو عاملی هستند که در نقطه مقابل هم قراردارند، اما هر کدام می تواند دیگری را هم تسهیل کند.

در صورتی که در کشور فضای باز و رقابتی در اقتصاد وجود داشته باشد، فناوری به سمت اصلاح خود برای باقی ماندن در بازار پیش می رود و چنانچه فناوریهای نوین مورد بهره برداری قرار گیرد، فضای رقابت برای بهبود شرایط حرکت به سوی بهره وری هموارتر خواهد شد.

 
اصلاح توزیع

اصلاح توزیع به عنوان آخرین زنجیره از عرضه کالا دارای اهمیت زیادی است که در شرایط فعلی نه ا ینکه بگوییم نادیده گرفته شده، بلکه با اغماض با آن برخورد شده است شاید اظهارات معاون وزیر بازرگانی مبنی بر اینکه به خاطر حفظ اشتغال موجود در کشور با واحدهای صنفی فاقد مجوز برخورد نمی شود و نسبت به تعطیلی آنها اقدام نمی گردد، گویای روش برخورد با شبکه توزیع باشد.

اکنون شبکه توزیع در کشور ما چنان بیمار است که قیمت یک کالا از تولید تا مصرف حتی به دو برابر افزایش می یابد، به نظر می رسد تغییر و اصلاح این سیستم توزیع معیوب و ناکارآمد می تواند باعث بهره وری در سایر بخشها شود، چرا که با کاهش قیمت محصولات و خدمات و عرضه مناسبت تر آنها، فضای سودجویی وفرصت طلبی کاهش یافته و نحوه مصرف مردم که اکنون بر پایه خریدهای اضافی و فاسد شدن و دور ریختن بخشی از این محصولات استوار است، بهبود خواهد یافت.از طرفی یک شبکه توزیع مناسب می تواند در انتقال تلاشهای بخش تولید، فناوری و رقابت به مصرف کنندگان مؤثر باشد.

 
منبع: انتخاب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 19 مرداد 1396 01:03 ق.ظ
I’m not that much of a online reader to be honest
but your blogs really nice, keep it up! I'll go ahead and bookmark
your site to come back down the road. All the best
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی