تبلیغات
::وبلاگ قرآنی کوثر:: - اسراف و تبذیر در قرآن و سنت
 
::وبلاگ قرآنی کوثر::
محمدرضا عطایى
 
باسمه تعالی
مقدمه

دین مقدس اسلام بهره‏ بردارى مشروع از نعمتهاى الهى و زیباییهاى زندگى را مباح و روا و اسراف و زیاده‏روى را حرام و ناروا مى‏داند و این بدان جهت است كه مسلمان به تناسب امكانات و توانایى و كارآیى خود، در برابر جامعه مسؤولیت دارد. در این صورت فرد اسرافكار قهرا از اجراى مسؤولیت و تعهدات اجتماعى خود بازمى‏ماند و از این رهگذر بر پیكر جامعه ضربه مى‏زند.

قرآن مجید این حقیقت را در ضمن مباحث اجتماعى در قالبهایى زیبا بیان مى‏كند و با هشدار به پیروان خود مى‏فرماید: (و انفقوا فى سبیل الله ولا تلقوا بایدیكم الى التهلكة) (1) یعنى در راه خدا انفاق كنید و با دستهاى خود، خود را به هلاكت و نابودى نیفكنید. از این آیه شریفه چنین استفاده مى‏شود كه اگر مال در راه خدا و به سود جامعه و رفع نیازمندیهاى مردم مصرف نشود سرنوشت آن جامعه و ملت‏به هلاكت و سقوط مى‏انجامد.

صرف‏نظر از اهمیت‏ خوددارى از اسراف و تبذیر در دین از نظر موقعیت ‏خاص كشور اسلامى كه در محاصره حكومتهاى سلطه‏گر قرار گرفته اگر ما بتوانیم تجملات زندگى را حذف كنیم و رعایت اقتصاد و میانه‏روى را در همه حال مدنظر و برنامه عمل قرار دهیم، به استقلال كشور كمك كرده‏ایم و به پیروزى نهایى نزدیكتر شده‏ایم. در نتیجه این شعار را در اقصى نقاط عالم و دنیاى اسلام و بالاخص ایران اسلامى اعلام كرده‏ایم كه ما از تنگناهاى اقتصادى نمى‏هراسیم و قدرت آن را داریم كه روى پاى خود بایستیم و به هیچ قدرتى جز خداوند متعال متكى نیستیم.

مفهوم اسراف

راغب اصفهانى مى‏گوید: «السرف تجاوز الحد فى كل فعل یفعله الانسان‏» (2) اسراف به معنى تجاوز از حد و معیار در هر كارى است كه از انسان سر بزند، گرچه استعمال آن در موارد زیاده‏روى در انفاق مال بیشتر است و گاهى به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زمانى هم به چگونگى بذل مال و مورد آن اطلاق مى‏شود. اما بنا به مفهوم سخن راغب و روح معنى «كل فعل‏» و بر پایه شواهد فراوان در قرآن و حدیث، اسراف به هر گونه تجاوزكارى و زیاده‏روى گفته مى‏شود و در هر حال اسراف عملى است ممنوع و محكوم، و مورد خشم و انزجار خداوند متعال است و از آن به شدت منع شده است.

خداوند در سوره اعراف مى‏فرماید: «كلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لایحب المسرفین‏» (3) بخورید و بیاشامید و اسراف نكنید كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.

مفهوم تبذیر

تبذیر برخلاف اسراف و تنها واژه‏اى اقتصادى است. تبذیر از ریشه «بذر» یعنى تفریق و پخش كردن چیزى اصلش از ریختن و پاشیدن بذر است كه به طور استعاره درباره كسى كه مال خود را بیهوده تلف و پخش مى‏كند، به كار رفته است و نیز گفته شده است كه تبذیر، انفاق مال در راه معصیت است.

با این توضیحات ملاحظه مى‏كنیم كه «اسراف‏» در برابر اقتصاد و میانه روى قرار دارد و به هرگونه تجاوز از حد، در غیر طاعة‏الله و به قصور از حق‏الله اطلاق مى‏شود. در قرآن كریم واژه قصد و مشتقات آن در معانى ; راست، متوسط و معتدل به كار رفته است. مانند «واقصد فى مشیك‏» (4) در راه رفتن اعتدال را رعایت كن.

فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات (5) از میان آنها عده‏اى بر خود ستم كردند و عده‏اى میانه‏رو بودند و عده‏اى به اذن خدا در نیكى‏ها از همه «پیشى‏» گرفتند.

حضرت على(علیه السلام) در مورد قصد مى‏فرمایند: «علیك بالقصد فى الامور» (6) بر تو باد میانه‏روى در كارها. در خطبه همام از نشانه‏هاى متقین و پرهیزگاران مى‏فرماید: « و ملبسهم الاقتصاد» (7) یعنى پوشاكشان میانه بود، بدین معنى افراط و تفریط در كارها و زندگیشان وجود ندارد. از مجموع این نظریه‏ها این چنین بر مى‏آید كه بین واژه اسراف به معنى اقتصادى آن با واژه تبذیر فرق زیادى وجود ندارد و تنها ممكن است در جهت تمایز بین این دو واژه گفته شود كه با توجه به خصوصیات تعابیر لغت‏شناسان در معنى تبذیر، مقصود از این واژه تلف كردن و ضایع نمودن مال است و زیاده‏روى در انفاقات شخصى و امور خیریه را شامل نمى‏شود ، در حالى كه اسراف فراگیرتر از آن و در برگیرنده همه موارد از به هدردادن و زیاده‏روى در مصارف شخصى و خانوادگى و انفاقهاى مستحب مى‏باشد. و به عبارت دیگر هر تبذیرى اسراف است ولى هر اسرافى تبذیر نیست.

از امام صادق(علیه السلام) جمله كوتاهى نقل شده است كه ممكن است همین نكته را از آن استفاده كرد. آن حضرت فرمود: «ان التبذیر من الاسراف‏» یعنى ، تبذیر از اسراف است. در این حدیث‏شریف، براى اسراف انواع ‏واقسامى فرض شده، كه تبذیر شاخه‏اى از آن معرفى گردیده است.

اسراف از نظر قرآن

در قرآن كریم واژه «اسراف‏» و مشتقات آن مكرر به كار رفته است ولى در بیست و سه مورد لفظ «اسراف‏» استعمال شده كه در هر مورد، مفهومى ویژه دارد. در غالب موارد، مقصود از اسراف جنبه‏هاى اخلاقى ، عقیدتى و تجاوز از حدود الهى است، و تنها در چهار مورد جنبه مالى را شامل مى‏شود كه با دو آیه «تبذیر» شش آیه مى‏شود.

به آیات زیر توجه كنید:

1 - كذلك زین للمسرفین ماكانوا یعملون. (8) این‏گونه براى اسرافكاران اعمالشان زینت داده شده است.

2 - ولا تطیعوا امر المسرفین. (9) اطاعت فرمان مسرفان نكنید.

3 - ان الله لایهدى من هو مسرف كذاب. (10) خداوند اسرافكار دروغگو را هدایت نمى‏كند.

4 - و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفین. (11) و به راستى فرعون برترى‏جویى (و طغیان) در زمین روا داشت و او از اسراف‏كاران بود.

اما آیاتى كه تنها ظهور در جنبه‏هاى اقتصادى دارند عبارتند از:

1 - انعام، آیه 141.
2 - اعراف، آیه 31.
3 - فرقان، آیه‏67.
4 - اسراء، آیات‏27 و 28.
حال به ذكر چند آیه مى‏پردازیم:

1 - وات ذاالقربى حقه والمسكین وابن السبیل ولا تبذر تبذیرا ان المبذرین كانوا اخوان الشیاطین و كان الشیطان لربه كفورا (12).

و حق نزدیكان را بپرداز! و (همچنین) مستمند و در راه‏مانده را، و هرگز تبذیر مكن چرا كه تبذیركنندگان برادران شیطانند و شیطان كفران (نعمتهاى) پروردگار كرد.

واژه «تبذیر»، تنها یك واژه اقتصادى است و در قرآن كریم تنها در همین دو آیه از سوره اسراء به كار رفته است. و شاید در قرآن كریم كمتر مواردى بتوان پیدا كرد كه با چنین لحن تند و شدیدى از عملى نهى شده باشد.

2 - خذوا زینتكم عند كل مسجد و كلوا و اشربوا ولا تسرفوا انه لایحب المسرفین (13) زینت‏خود را در هر مسجد برگیرید و بخورید و بیاشامید و اسراف نكنید همانا كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد.

تمامى آیات مربوط به اسراف را مى‏توان به طوركلى به دو بخش تقسیم كرد:

1 - اسراف در مال.
2 - اسراف در غیرمال.
1 - اسراف در مال

آیات مربوط به زیاده‏روى در صرف مال شامل دو بخش است:

الف) اسراف در مصرف شخصى; مى‏فرماید: كلوا من ثمره اذا اثمر ... (14) از میوه آن به هنگامى كه به ثمر مى‏نشیند بخورید و حق آن را به هنگام درو بپردازید، اسراف نكنید كه خداوند مسرفین را دوست نمى‏دارد.

بنابراین اسرافى كه در بعد اقتصادى بیشتر مورد توجه است و موجب تضعیف بنیه مالى محرومان و لذت‏طلبى مسرفان مى‏شود و از بلاهاى بزرگ اجتماعى است و فقر و محرومیت‏بیشتر به دنبال دارد همین نوع اسراف است كه هر مسلمان با توجه به وظیفه و تعهد و مسؤولیتى كه در برابر خداوند و اجتماع دارد لازم است، در مخارج زندگى خویش رعایت اعتدال را بكند و جدا از اسراف پرهیز نماید.

ب) اسراف به خاطر دیگران; وقتى انفاق از حد تعادل خارج شود نسبت‏به انفاق شونده و انفاق‏كننده هر دو عوارض سوء و زیانبار خواهد داشت، به این جهت است كه قرآن مجید وقتى در آیاتى از سوره شریفه فرقان ویژگیهاى مؤمنان و بندگان واقعى را بر مى‏شمارد یكى از آن ویژگیها را این‏گونه معرفى مى‏فرماید:

اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و كان بین ذلك قواما (15) كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند نه اسراف مى‏كنند و نه سختگیرى، بلكه در میان این دو اعتدالى دارند. و نیز قرآن، خطاب به حضرت پیامبر(صلی الله علیه و آله) مى‏فرماید: و لا تجعل یدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا (16) هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مكن (و ترك انفاق و بخشش منما) و بیش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرار گیرى و از كار فرومانى، و در همین رابطه حضرت على(علیه السلام) مى‏فرمایند: «ما عال امرء اقتصد» (17) كسى كه میانه‏روى پیشه سازد تنگدست نگردد. و حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) مى‏فرمایند: «من اقتصد اغناه الله ، و من بذر افقره الله‏» (18) هر كس در دخل و خرج میانه‏روى كند خدا بى‏نیازش مى‏كند و هر كس اسراف و تبذیر نماید خداوند فقیرش گرداند.

زیربناى آفرینش بر تعادل گذاشته شده است «و كل شى‏ء عنده بمقدار» (19) و هر چیزى نزد او مقدار معینى دارد و در مورد دیگر مى‏فرماید: «انا كل شى‏ء خلقناه بقدر» (20) ما هر چیزى را به اندازه آفریدیم.

حساب هر چیزى در پیشگاه خداوند متعال براساس حكمت‏ بالغه او و مصلحت و عدالت و از روى اندازه و بدور از افراط و تفریط است، و اساس حكومت را هم عدالت تشكیل مى‏دهد و اقامه عدل از اهداف مهم بعثت انبیاى عظام الهى بوده است تا آنجا كه معیار مالكیت مشروع را عدم زیان و اضرار و ستم به فرد و اجتماع، و ضابطه انفاق و احسان را كرامت و سخاوت بدور از بخل و امساك و نیز بدور از اسراف و زیاده‏روى قرار داده است و بالاخره تحكیم بنیان اقتصادى جامعه و میانه‏روى مطلوب و مورد تاكید شارع مقدس اسلام است.

2 - اسراف در غیرمال

الف) اسراف در قتل; در دوران جاهلیت رسم بر این بود كه هرگاه كسى از روى ظلم و تعدى به قتل مى‏رسید بستگان مقتول با توجه به خوى و خصلت جاهلى و حس كینه‏توزى و انتقام‏جویى چند نفر از بستگان قاتل را به قتل مى‏رساندند. قرآن كریم این تجاوز و انتقام‏جویى را مردود دانسته و فرمود: «فلا یسرف فى القتل‏» (21) . اما در قتل اسراف نكنید، یعنى، براى قتل یك نفر، فقط یك نفر را به قتل برسانند آن هم با توجه به صدر آیه كه مى‏فرماید: «ولا تقتلوا النفس التى حرم الله الا بالحق‏»، نفسى را كه خداوند حرام كرده است نكشید مگر از روى حق، یعنى این كشتن هم فقط در مواردى تجویز شده است كه قاتل مستوجب كشته شدن باشد و با علم و عمد مرتكب قتل نفس شده باشد.

ب) اسراف در نفس; كسى كه از نظام اعتدال خارج مى‏شود و با ارتكاب گناه و معصیت از حریم انسانى خود تجاوز مى‏كند اسرافكار است، اما اسرافكارى كه مشمول پیام رحمت و امید الهى قرار گرفته است: قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم. (22) بگو اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏اید از رحمت‏خداوند نومید نشوید كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد.

ملاحظه مى‏شود كه هرگونه گناه و تجاوز از حد و مرز و حریم انسانى اسراف بر نفس شمرده مى‏شود.

در جاى دیگر مى‏بینیم، مجاهدان جنگ احد به درگاه خداوند متعال دست نیاز بر مى‏داشتند: و ما كان قولهم الا ان قالوا، ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا و ثبت اقدامنا وانصرنا على القوم الكافرین (23) گفتار آنها فقط این بود كه پروردگارا گناهان ما را ببخش و از تندرویهاى ما در كارها چشم بپوش، قدمهاى ما را ثابت‏بدار، و ما را بر جمعیت كافران پیروز بگردان.

از آیه شریفه استفاده مى‏شود، آنچه از آن عدول كرده و بجا نیاورده‏اند اطاعت امر پیامبر(صلی الله علیه و آله)، و سستى و منازعه بوده است.

هر نوع گناه، اسراف و تجاوز از حد فطرى و طبیعى انسان است كه با ارتكاب آن از مسیر اعتدال بیرون مى‏رود و به راه زوال و نیستى كشانده مى‏شود و این درست‏خلاف آن هدف عالى است كه انبیاى الهى براى آن مبعوث شده‏اند. قرآن در این مورد مى‏فرماید: ولقد جاءتهم رسلنا بالبینات ثم ان كثیرا منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون; (24) و رسولان، با دلایل روشن به سوى بنى‏اسرائیل آمدند، اما بسیارى از آنها بر روى زمین تعدى و اسراف كردند. در این آیه شریفه مراد از «مسرفون‏» كسانى هستند كه از انبیا و طریق حق تبعیت نكردند و در نتیجه این سركشى به گناه آلوده شدند.

معیار اسراف

احادیثى از حضرت امام صادق(علیه السلام) نقل است كه در مورد اسراف به اصحاب مى‏فرمایند: كمترین حد اسراف این است كه لباسى را كه بیرون خانه براى حفظ آبرو مى‏پوشى در داخل خانه نیز بپوشى یا باقیمانده آب و غذا را كه در ظرف مى‏ماند دور بریزى و یا خرما را خورده و هسته آن را دور اندازى. (25) در بعضى از احادیث آمده است كه در هنگام وضو گرفتن باید مواظب باشیم كه دچار اسراف نشویم و مقدار یك مد (معادل سه چهارم لیتر) آب براى وضو كفایت مى‏كند. و نیز در ذیل آیه شریفه 31 سوره اعراف: «كلوا و اشربوا...» احادیثى از حضرت امام صادق(علیه السلام) نقل شده است كه از آن جمله این حدیث است كه «عیاشى از ابان بن تغلب‏» از آن حضرت نقل مى‏كند كه مال و ثروت از آن پروردگار است كه آن را در نزد مردم به امانت گذاشته است و به آنها اجازه فرموده كه در حد اعتدال و میانه‏روى بخورند و بیاشامند و لباس بپوشند، و نكاح كنند، مركب سوارى داشته باشند و مازاد آن را به فقراى مؤمنین ببخشند و بدین‏وسیله اختلافات طبقاتى را از بین ببرند و پراكندگیها را ترمیم كنند و كسى كه این‏گونه عمل مى‏كند ، آنچه را كه مى‏خورد و مى‏آشامد ، اعمالش مباح است و نكاح او و استفاده از مركوبش نیز حلال مى‏باشد و كسى كه از این حد تجاوز كند بر او حرام است و سپس فرمود كه اسراف نكنید كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.

از فرمایش امام(علیه السلام) كه نظرشان را به صراحت اعلام و مى‏فرمایند: «من عدا ذلك كان علیه حراما» (26) حرمت اسراف به وضوح آشكار مى‏شود و وقتى از حد متعادل و مشخص كه در این حدیث‏شریف بدان تصریح شده تجاوز شد به حرمت مى‏انجامد و به دلیل این‏گونه احادیث و یا به دلیل نهى صریح قرآن (لاتسرفوا) اسراف و تبذیر نوعى حریم‏شكنى و عصیان در برابر امر پروردگار و از گناهان كبیره محسوب مى‏شود. در حدیثى دیگر مى‏فرماید: «كسى كه چیزى را در غیر راه ‏خدا انفاق كند او مبذر است و كسى كه در راه خدا چیزى را انفاق كند او مقتصد است. (27) در این جا معلوم مى‏شود كه بذل و بخشش اگر به قصد و نیت الهى نباشد حكم اسراف را دارد و اصولا از دید اسلام چنین عملى اخلاقى و پسندیده نیست‏حال كه بحث اخلاقى به میان آمد متناسب است تا اشاره‏اى اجمالى بكنیم به این كه چگونه‏ عملى ، از نظر اسلام مقبول است.

عمل اخلاقى از دیدگاه اسلام

اسلام عملى را خیر و اخلاقى مى‏داند كه داراى دو جنبه باشد. به این معنى كه هر عمل از روح و نیت «حسن فاعلى‏» و شكل و صورت «حسن فعلى‏» تشكیل شده است و عمل خیر باید حسن فعلى داشته باشد یعنى صورت و شكل عمل صحیح باشد. مثلا كسى كه مالى را از راههاى نامشروع جمع كرده و با این مال به قصد قربت اقدام به خیرات و مبرات مى‏نماید از او پذیرفته نیست و یا مال مباح و مشروع را خواسته باشد براى ریا و خودنمایى و در غیر رضا و طاعت پروردگار انفاق و بخشش كند اینجا هم مردود است و بنا به نظر حضرت امام صادق(علیه السلام) چنین كسى مبذر و مسرف است.

معیار و ملاك هزینه‏ها

اصولا توجه به این نكته ضرور است كه هر كس چقدر حق هزینه دارد كه وقتى از آن حد گذشت مشمول اسراف مى‏شود و باید از آن خوددارى نماید، به اعتبارى مصرف و مخارج زندگى را مى‏توان به دو قسم تقسیم نمود، مخارج روا و مخارج ناروا، قضاوت در مورد روا و ناروا بودن مخارج با عرف و افراد اجتماع است. همان‏طور كه قضاوت در مورد اباحه و حرمت‏به دست‏شرع است، هر كس براساس ایمان و عدل اسلامى موظف است زندگى خویش را طبق شان و موقعیتى كه در اجتماع دارد تنظیم كند (البته این با معنى مساوات اسلامى منافاتى ندارد، زیرا این تفاوت براساس تفاوت در شهرت و ضعف استعداد و میزان تلاش و فعالیت هر كس و مراحل مختلف افراد است) مثلا در باب خمس داریم كه افراد در مورد منافع كسب باید مخارج سالانه خود را طبق شان تامین كنند و آنچه از این معیار اضافه باشد مشمول خمس مى‏شود و یا در باب زكات شرط است كه نیازمندانى مى‏توانند آن را دریافت نمایند كه هزینه لباس و غذا و سایر مخارج ضرور زندگى آنان تامین گردد و توسعه یابد تا همسطح سایر افراد قرار گیرند.

در مورد نفقه زن كه بر عهده شوهر است معیار چنین است كه مرد خوراك و پوشاك زن را در حد شایسته و شرافتمندانه كه در خور شان و موقعیت اجتماعى اوست تامین نماید در این زمینه قرآن مجید مى‏فرماید: «و على المولود له رزقهن و كسوتهن بالمعروف لاتكلف نفس الا وسعها» (28) بر آن كسى كه فرزند براى او متولد شده (پدر) لازم است‏خوراك و پوشاك مادر را به طور شایسته و در مدت شیردهى بپردازد حتى اگر طلاق گرفته باشد، هیچ كس موظف به بیش از مقدار توانایى خود نیست.

مى‏بینیم آن قسمت از مخارج و هزینه‏هایى كه با موقعیت اجتماعى و شؤون زندگى انسان موافق و سازگار است اقتصاد و تقدیر معیشت است و آنچه از این حد و مقدار تجاوز كند، اسراف و زیاده‏روى است و موجب غضب پروردگار خواهد بود. لازم به تذكر است كه شاید نتوان معیار و مقدار معینى براى اسراف در نظر گرفت. بلكه اسراف مفهومى است كه در افراد مختلف و اوضاع گوناگون و اجتماعات مختلف مصادیق متفاوت و مختلفى مى‏یابد ، مثلا ممكن است پوشیدن لباس و یا خوردن غذایى خاص در شرایطى كه در جامعه نیازمند و محتاج وجود ندارد اسراف نباشد لكن همان پوشاك و خوراك در جامعه‏اى فقیر و یا زمانى خاص زیاده‏روى و اسراف محسوب شود و این خود توجه دادن ثروتمندان است ‏به این كه مسایل مهمتر را در نظر بگیرند و بر تمام ابعاد زندگى خود را زیر نظر گیرند و احساس مسؤولیت كنند و بدانند كه همگان در پیشگاه ایزد متعال مسؤولند; مسؤول در برابر خود و جامعه خود. غنى باید در فكر فقیر و رفع نیازهاى او باشد كه در تعالیم اسلام بر این مساله تاكید فراوان شده است و براى نمونه علاوه بر آیات شریفه قرآنى كه وارد شده است‏به این كلام مشهور حضرت رسول‏(صلی الله علیه و اله) اكتفا مى‏شود كه فرمود: «من اصبح و لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم‏»، پس باید غنى در فكر فقیر و در راه رفع حوایج او باشد و افراد كم درآمد در مرز خود حركت كنند تا امتیازهاى نابجا از میان برود و اصول در جامعه رشد كند و بحرانهاى اقتصادى پدید نیاید.

اسراف موجب تنگدستى و فقر است و میانه‏روى مایه توانگرى

در حدیثى از امام على(علیه السلام) آمده است كه «القصد مثراة و السرف مثواة‏» (29) یعنى اقتصاد و میانه‏روى موجب ثروتمندى و اسراف و ولخرجى موجب سقوط و فقر مى‏گردد و نیز امام زین‏العابدین(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل مى‏فرماید كه فرمود: «ثلاث منجیات فذكر الثالث القصد فى الغنى و الفقر» (30) حضرت رسول سه عامل براى نجات معرفى مى‏فرمایند كه سومین آن میانه‏روى و اعتدال در توانگرى و نیازمندى است. پس افراد توانگر هم حق ندارند به بهانه این كه امكانات مالى وسیع دارند به اسراف پردازند. نكته مهمى كه از این حدیث استنباط مى‏شود این است كه اسراف و تبذیر موجب فقر و تنگدستى است.

اسرافى كه همیشه حرام است

سه قسم اسراف است كه در همه جا و در همه حالات حرام است و اختصاص به شخص یا زمان، یا جاى خاصى ندارد.

1 - ضایع كردن مال و بى‏فایده كردن آن، هر چند آن مال كم باشد. مانند بقیه ظرف آب را ریختن در جایى كه آب كمیاب باشد و به آن مقدار رفع نیاز مى‏گردد. یا لباسى را كه قابل استفاده شخصى یا دیگران است، پاره كردن و یا دور انداختن و یا خوراكى را نگهداشتن و به دیگرى ندادن تا این كه ضایع و تباه شود و یا دادن مال به دست صغیرى كه آن را تلف مى‏كند و نظایر اینها.

حضرت صادق(علیه السلام) میوه نیم‏خورده‏اى را دیدند كه از منزل ایشان بیرون انداخته شده بود. آن حضرت ناراحت و خشمگین شدند و فرمودند این چه كارى است كه كردید؟ اگر شما سیر شده‏اید بسیارى از مردم هستند كه سیر نشده‏اند، پس به آنهایى كه نیازمندند بدهید. متاسفانه در حال حاضر مى‏بینیم در جامعه اسلامى، چه مقدار از غذاها و یا میوه‏هایى كه قابل استفاده است در سطلهاى آشغال و زباله‏دانها ریخته مى‏شود! در حالى كه افراد بسیارى به آن نیاز دارند. نسبت‏به دور ریختن تتمه طعام بخصوص خرده نان (مگر در صحرا براى حیوانات) روایات تهدیدآمیزى رسیده است كه ذكر آنها موجب طول كلام است.

خوردن چیزهاى مضر هم اسراف است

2 - از موارد اسراف، صرف كردن مال است در آنچه به بدن ضرر برساند، از خوردنى و آشامیدنى و غیر آنها مانند خوردن چیزى پس از سیرى هر گاه مضر باشد. چنانچه صرف مال در آنچه كه براى بدن نافع و به صلاح آن است، اسراف نیست.

صرف كردن مال در محرمات اسراف است

3 - صرف كردن مال در مصرفهایى كه شرعا حرام است، مانند خریدن شراب و آلات قمار و اجرت فاحشه و خواننده و رشوه‏دادن به حكام و صرف نمودن مال در چیزى كه ظلمى در بردارد یا ستمى به مسلمانى مى‏رساند و نظیر اینها، و در چنین مواردى از جهت مخالفت امر خدا معصیت است، یكى گناه بودن اصل عمل و یكى اسراف بودن صرف مال در آن موارد.

رابطه اسراف و اتلاف مالكیت

در اسلام مالكیتى كه از راههاى مباح حاصل شده باشد محترم شمرده شده است و جز در مواردى خاص كه در فقه اسلامى مقرر شده از مالك سلب مالكیت نمى‏شود. در این جا لازم است این نكته روشن شود كه مالك حق اتلاف را ندارد و حق تصرف تا مرز اتلاف پیش نمى‏رود، اگر مالك بخواهد ملك خویش را تلف كند نوعى «اعراض‏» تلقى مى‏شود به طورى كه آن مال بكلى از مالكیت او خارج مى‏شود و رابطه مالكیت‏شخص با آن چیز از بین مى‏رود. «اعراض‏» یكى از عوامل سلب مالكیت است. اتلاف مال گناه است و تلف‏كننده اصولا در ملك خداوند تصرف نابجا كرده است. به عنوان مثال: شخصى از بالاى پشت ‏بام لیوان خود را به قصد شكستن مى‏اندازد. اگر دیگرى در بین راه آن را بگیرد صاحب آن لیوان كدام یك از آن دو هستند؟ این بحثى حقوقى است كه در فقه نیز مطرح است، شخص پرتاب كننده لیوان رابطه مالكیت‏خود را با لیوان قطع كرده است و این «اعراض‏» نام دارد در حالى كه اگر او حق داشت‏شاهد تلف شدن مال خویش باشد این رابطه قطع نمى‏شد و قطع شدن رابطه مالكیت‏به صرف این عمل بدین معنى است كه او حق اتلاف ندارد. با اولین اقدام شخص «براى اتلاف مال خود» دو مساله به وجود مى‏آید: یك گناه تكلیفى و دیگر اثر حقوقى كه همان قطع مالكیت اوست‏به گونه‏اى كه اگر فرد دیگرى آن مال را از تلف شدن نجات دهد مالك آن مى‏گردد.

صراط مستقیم

در جامعه اسلامى براساس نگرش خاص اسلام باید تمام حركتها و روشها در كلیه شؤون و ابعاد حیاتى در مسیرى ویژه قرار گیرد كه در اصطلاح خاص مكتبى از آن صراط مستقیم و طریقه وسطى ، سواءالسبیل یا راه میانه و خط عدالت تعبیر مى‏شود، صراط مستقیم راهى است كه خداوند متعال براى انسان در نظر گرفته و از این راه است كه انسان مى‏تواند به كمال لایق خود برسد و گذشتن از آن توام با سلامت و عافیت از پل صراط در جهان دیگر است، و آن خط و مسیرى است كه در دو لبه پرتگاه سقوط در دره هولناك بدبختى هلاك و عذاب واقع شده است. راهروان این صراط به هر طرف بلغزند خواه چپ یا راست، به جانب افراط و تفریط، جلو افتادن از دیگر رهروان یا عقب ماندن، تهور و بیباكى یا جبن و ترس بى‏مورد ، پرگویى یا سكوت و بالاخره خواه لغزش به سوى اسراف و اتراف و تبذیر باشد یا به سوى بخل و امساك و تقتیر ، در هر حال گمراهى است و انحراف و شقاوت. حضرت على(علیه السلام) مى‏فرماید: «الیمین والشمال مضلة والطریق الوسطى هى الجادة‏» (31) راست و چپ گمراهى است و راه راست جاده‏اى است غیرقابل انحراف و به تعبیر دیگر ، رهرو واقعى این طریق خود حضرت على(علیه السلام) در جاى دیگر مى‏فرماید: «و من اخذ یمینا و شمالا ذموا الیه الطریق‏» (32) هر كس به سمت راست و چپ برود مذمتش كرده و از تباه شدن و مفسده برحذرش دارید. و نیز آن حضرت در مورد مفسده‏گران مى‏فرماید: « و اخذوا یمینا و شمالا» (33) مفسدین با پیش گرفتن راههاى گمراهى راست و چپ از صراط مستقیم هدایت، چشم پوشیده و محروم شدند بنابراین روشن است كه اسراف و تبذیر و بخل و تقتیر در صراط مستقیم مكتب اسلام جایى ندارد و خروج از راه تعادل است، ولخرجى و ریخت ‏و پاشهاى متكبرانه بر روش مترفین و نازپروردگان لغزش و انحراف به سمت راست‏بوده و بخل و تقتیر و امساك، سقوط در جهت چپ و جذب شدن به اصحاب شمال مى‏باشد. در این مطلب توجه به این نكته ضرور است كه انسان منهاى هدایت آسمانى و مكتب وحى طبعا یا بخیل است و یا اهل اسراف و تبذیر، «و كان الانسان قتورا» (34) انسان سختگیر است; همان‏گونه كه ظالم و نادان است. «انه كان ظلوما جهولا» (35) و این هدایت تشریعى الهى است كه او را از این طبیعت و خصلتهاى پست‏حیوانى نجات مى‏دهد و لذا خداوند متعال در آیات كریمه قرآنى جهت رهایى از افراط و تفریط و نجات از پستیها و خستهاى نفسانى راه هدایت و تربیت را براى انسان هموار كرده است و مى‏فرماید: «بندگان خداى رحمان آنان هستند كه هنگام انفاق اسراف نكرده و بخل هم نورزند بلكه در این میان راهى استوار، معتدل و براساس عدالت پیش مى‏گیرند». (36)

پس به‏طور كلى و بویژه از بعد اقتصادى كه مورد بحث ما است، بیجا و ناروا مصرف كردن و تلف كردن نعمتهاى الهى، محروم كردن جامعه از آن نعمتها است، لذا مى‏بینیم كه قرآن كریم چگونه به موارد مختلف آن اشاره مى‏فرماید: «خداوندت مسرفین را دوست نمى‏دارد» (37) و « مسرفین قابل هدایت نبوده و بسیار دروغگویند» (38) و «اهل هلاكت و گمراهى‏اند و نجات ندارند» (39) و «اهل تردید و شك و ریبند» (40) ، «اهل آتشند» (41) و «قابل پیروى نیستند.» (42)

چون بناى اسلام بر صراط مستقیم است از جهت دیگر ، قرآن مجید ، بخل و امساك و تقتیر را هم مورد نكوهش قرار داده و مثلا مى‏فرماید: «الذین یبخلون و یامرون الناس بالبخل و یكتمون ما اتیهم الله من فضله‏» (43) آنان كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل وامى‏دارند و آنچه خدا از فضل خود به آنان بخشیده كتمان مى‏كنند «به مردم استفاده نمى‏رسانند» به كیفر خود خواهند رسید.

چرا مسرفین مبغوض خدا و مبذرین برادران شیطان شمرده شده‏اند؟

علت این مطلب را باید در جهان‏بینى و اعتقادات اسلامى جستجو كرد و تبیین آن در مورد مسرفان مى‏تواند چنین باشد كه خداوند امر به عدالت و احسان مى‏كند و طبعا صاحبان عدالت را دوست مى‏دارد. «ان الله یامر بالعدل و الاحسان‏» و از آنجا كه اسرافكاران از این فرمان سرپیچى كرده و بیعدالتى در مصرف را پیشه خود ساخته‏اند قهرا مورد خشم و دشمنى خداوند قرار خواهند گرفت، ولى در مورد تبذیركاران علت همدست ‏بودن و شباهتشان به شیطان را از آیه شریفه مى‏توان استنباط كرد آن جا كه مى‏فرماید: مبذران برادران شیطانند و تعبیر برادر در لغت عرب به معنى مشابه و نظیر هم مى‏آید و شیطان در برابر پروردگارش ناسپاس است ، و از طرف دیگر تبذیر به معناى ضایع كردن نعمتهاى خداوند است و خود نوعى ناسپاسى است نسبت ‏به آن نعمتها; و شیطان نخستین فردى است كه همه چیز را نادیده گرفت و تمرد از فرمان خدا كرد و راه ناسپاسى را باز نمود، لذا آنها كه مبتلا به این خصلت ناروا باشند از همكاران و همدستان شیطان خواهند بود و از آنان با عنوان برادران شیطان یاد شده است و این است رمز تعبیر زیباى قرآن.

درسى از رسول خدا(صلی الله علیه واله)

در كتاب تحف‏العقول آمده است: « جاء الرجل بلبن و عسل لشربه فقال(صلی الله علیه و آله): شرابان یكتفى باحدهما عن صاحبه لا اشربه و لا احرمه و لكنى اتواضع لله; فانه من تواضع لله رفعه الله و من تكبر وضعه الله و من اقتصد فى معیشته رزقه الله و من بذر حرمه و من اكثر ذكر الله آجره الله‏» (44) مردى شیر و عسل براى پیامبر(صلی الله علیه و آله) آورد تا بنوشد فرمود: دو نوشیدنى كه یكى از دیگرى كفایت مى‏كند من آن را نخورم و حرام هم نمى‏كنم ولى براى خدا تواضع مى‏كنم. زیرا هر كه براى خدا تواضع كند خدایش بالا برد و هر كه تكبر كند خداوند او را خوار سازد و هر كه در زندگى میانه‏روى كند خدایش روزى دهد و هر كه زیاده‏روى كند خداوند او را بى‏نصیب گرداند و هر كه خدا را بسیار یاد كند خدایش جزا دهد.

نكاتى كه در این حدیث ‏شریف است مستلزم بحثى مفصل و هر كدام راهگشاى سعادت دنیا و آخرت است اما مناسب با این مقال آن است كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) مى‏فرمایند: رعایت اقتصاد و میانه‏روى در معیشت‏باعث ازدیاد روزى و نزول بركات الهى است و فردى كه رعایت اعتدال مى‏كند دچار فقر و تنگدستى نمى‏شود و برعكس كسى كه طریق اسراف و تبذیر پیش گیرد دچار محرومیت مى‏شود و خداوند چنین بنده‏اى را به سختى معیشت مبتلا مى‏سازد.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «چهار دسته هستند كه دعایشان مستجاب نمى‏شود: اول) كسى كه در خانه مى‏نشیند و مى‏گوید: خدایا به من روزى بده! و در طلب روزى تلاش نمى‏كند در جواب او گفته مى‏شود: «الم آمرك بالطلب؟» آیا تو را به طلب روزى دستور ندادم؟

دوم) كسى كه از همسر خود ناراحت است و او را نفرین مى‏كند، مى‏فرمایند: «الم اجعل امرها علیك‏» آیا امر او را به دست تو قرار ندادم؟

سوم) كسى كه مالى داشته و آن را ضایع كرده است، مى‏گوید: «اللهم ارزقنى‏» خدایا به من روزى بده! مى‏فرمایند: «الم آمرك بالاقتصاد؟» آیا تو را به اقتصاد و میانه‏روى و اعتدال در خرج امر نكردیم و «الم آمرك بالاصلاح؟» آیا به تو دستور اصلاح در مال را ندادیم؟

چهارم) كسانى كه از مال خود بدون شاهد به دیگران وام دهند و بعد وام‏گیرنده منكر شود، خداوند مى‏فرماید: «الم آمرك بالشهادة؟» (45) آیا به تو دستور ندادیم شاهد بگیرى؟

ملاحظه مى‏فرمایید كه با وجود اسراف و شاهد نگرفتن در پرداخت وام، دعا فایده‏اى ندارد.

آثار سوء اسراف
الف) زیانهاى فردى

اسرافكار، علاوه بر زیانهاى اقتصادى كه بر جامعه و ملت تحمیل مى‏كند ، براى خود نیز زیانهاى جبران‏ناپذیرى به بار مى‏آورد:

1 - خشم الهى; اسرافكار چون تعادل و توازن اقتصادى جامعه را برهم مى‏زند، از رحمت‏خدا بدور و گرفتار خشم خدا مى‏شود، همان‏گونه كه در قرآن مجید آمده است: «انه لایحب المسرفین‏» (46) خداوند اسرافكاران را دوست نمى‏دارد، و امام صادق(علیه السلام) فرمود: «ان السرف امر یبغضه الله‏» (47) اسراف مورد غضب خداست.

2 - محرومیت از هدایت; خداى متعال كه همواره درهاى رحمتش بر بندگان گشوده است‏خود را «غافر الذنب و قابل التوب‏» (48) معرفى كرده است لكن نسبت‏به اسرافكاران مى‏فرماید: «ان الله لا یهدى من هو مسرف كذاب‏» (49) همانا خداوند كسى را كه اسرافكار و دروغگوست هدایت نمى‏كند.

3 - فقر; روشن‏ترین اثر اقتصادى اسراف، فقر است، زیرا كه اسرافكار در اثر مصرف نارواى خود هم جامعه را به ورطه فقر مى‏كشاند و هم خود دچار فقر مى‏شود. لذا یكى از راههاى مبارزه اسلام با فقر و محرومیت ایجاد هماهنگى اقتصادى و ریشه‏كن ساختن اسراف است. حضرت على(علیه السلام) مى‏فرمایند: «القصد مثراة و السرف متواة‏» (50) اقتصاد و میانه‏روى باعث توانگرى و اسراف و ولخرجى مایه فقر و تنگدستى است. و نیز فرمود: «سبب الفقر اسراف‏» (51) ولخرجى عامل فقر است.

4 - هلاكت; اسراف از هر نوعى كه باشد انسان را به نابودى مى‏كشد. قرآن مجید این حقیقت را چنین بیان مى‏فرماید: «ما به وعده‏هایى كه به انبیاء و اولیا دادیم وفا كردیم و سپس آنها را با هر كه اراده كردیم نجات دادیم، اما مسرفان و ستمگران را هلاك كردیم‏» (52) و نیز حضرت على(علیه السلام) مى‏فرماید: «كثرة السرف تدمر» (53) اسرافكارى زیاد انسان را به هلاكت مى‏كشاند.

5 - كیفر اخروى; كیفر كسانى كه از حدود الهى تجاوز كرده و اوامر و نواهى خدا را نادیده گرفته باشند، تنها فقر و تنگدستى در دنیا نیست‏بلكه عذاب اخروى نیز در انتظار آنان است. قرآن مجید در این‏باره مى‏فرماید: «و كذلك نجزى من اسرف و لم یؤمن بآیات ربه ولعذاب الآخرة اشد و ابقى‏» این چنین جزا مى‏دهیم كسى را كه اسراف كند و ایمان به آیات پروردگارش نیاورد، عذاب آخرت شدیدتر و پایدارتر است، و در جاى دیگر مى‏فرماید: «و ان المسرفین هم اصحاب النار» براستى كه مسرفان اهل دوزخند. به این ترتیب معلوم است كه وضع افرادى كه در مسیر باطل و هرزگیها دچار اسراف مى‏شوند چه خواهد بود!

ب) زیانهاى اجتماعى اسراف

البته از نظر اسلام، هر كس مالك حاصل كار و دسترنج‏خود - با رعایت‏حدود شرعى- مى‏باشد ولى انسان نمى‏تواند به بهانه این كه مالك مالى است هر طور كه بخواهد آن را صرف و خرج كند بلكه دو شرط اساسى دارد: یكى بهره‏گیرى براى خود و دیگرى بهره‏دادن به دیگران و تعطیل اینها دو صورت مى‏تواند داشته باشد:

1 - ثروت‏اندوزى و تكاثر كه نه خود از آن بهره‏مند شود و نه دیگران.

2 - صرف مال در راه هوا و هوس و اسرافكارى، كه هر دو ممنوع و داراى پیامدهایى به شرح زیر مى‏باشند:

1) حق‏ناشناسى، وجدان هر انسانى این مطلب را پذیراست كه در برابر هر احسانى باید تشكر كرد و اخلاق اجتماعى نیز حكم مى‏كند كه در مقابل هر نیكى باید حق‏شناس و سپاسگزار باشیم، از احسان و نیكى پدر و مادر، استاد و معلم تا خالق مهربان.

«لئن شكرتم لازیدنكم و لئن كفرتم ان عذابى لشدید» (54) اگر شكر نعمت را بجا آورید، فزونى دهیم و اگر كفران نعمت كنید مجازاتم شدید است.

2 - تزلزل و سستى، انسانهاى معتدل در فراز و نشیبهاى زندگى هرگز نمى‏لغزند ولى افراد اسرافكار كه ولخرجى و مصرف‏زدگى تمام ابعاد زندگیشان را فراگرفته چون روحیه مقاومت ندارند، شكست‏خورده و متزلزل خواهند بود.

3 - كاهش تولید، جامعه مصرفى رفته‏رفته قدرت تولید را از دست مى‏دهد و براى تامین مایحتاج خود به بیگانه روى مى‏آورد. این مطلبى است كه در دوران حكومت طاغوت براى همه ثابت‏شده و نیاز به توضیح ندارد.

4 - سقوط اخلاقى، ولخرجى و ریخت‏وپاشهاى نابجا و بى‏مورد، انسان را از مسیر صحیح بیرون آورده و به ورطه هولناك فساد و تباهى مى‏كشاند، انسان اسرافكار گاهى به مرحله‏اى مى‏رسد كه به هر پستى تن مى‏دهد; رشوه مى‏گیرد، دروغ مى‏گوید، ربا مى‏خورد، به عناوین مختلف، عفت و شخصیت‏خود را از دست داده و سرانجام كارش به رسوایى مى‏كشد.

كیفر كسانى كه از حدود الهى تجاوز كرده و اوامر و نواهى خدا را نادیده گرفته باشند، تنها فقر و تنگدستى در دنیا یست‏بلكه عذاب اخروى نیز در انتظار آنان است.

5 - ضعف ایمان، اسرافكارى آدمى را از راه اعتدال خارج مى‏كند و به سستى ایمان و ضعف عقیده مى‏كشاند.

6 - اختلاف طبقاتى، یكى از علل اساسى اختلاف طبقاتى به طور قطع همین اسرافكاریها است. و همچنین وابستگى به بیگانگان و تضییع حقوق دیگران و غفلت از خدا و حریم‏شكنى را از دیگر پیامدهاى اسراف باید شمرد. علاوه بر اینها دغدغه خاطر و گرفتاریهاى روحى و بیماریهاى جسمى و روانى از نتایج مسلم ولخرجیها و بى‏بندوبارى‏ها است.

در پایان باید عرض كنیم كه اسراف و تبذیر دایره‏اى وسیع دارد و مصادیق آن نیز متعدد است.

اسراف در اموال عمومى، اسراف در بیت‏المال مسلمین، اسراف در مواد غذایى; خوراك، مسكن، وسیله نقلیه و نظایر اینها از جمله مصادیق اسراف است. زیانبارتر از همه اسراف در بیت‏المال است كه امیرالمؤمنین على(علیه السلام) فرمود: «ان اعظم الخیانة، خیانة الامة‏» (55) بالاترین خیانت، خیانت‏به مردم است.

استفاده شخصى از اموال عمومى، علاوه بر اسراف، خیانت است، اسراف در آب و غذا، اسراف در برق و گاز علاوه بر اسرافكارى، خیانت‏به مردم است.

شیوه مبارزه با اسراف

نظارت همگانى یا امر به معروف و نهى از منكر، تبلیغات و ارائه الگوى صحیح مصرف و سرانجام برخورد عملى و قانونى قاطعانه با اسرافكاران مى‏تواند كارساز باشد و از این همه خلاف و اختلاف جلوگیرى كند.

 
پى‏نوشتها و مآخذ:
1- بقره /191.
2- مفردات راغب، ص‏23، ماده سرف.
3- اعراف /29.
4- لقمان /19.
5- فاطر /32.
6- غررالحكم، فصل‏49، ص‏483.
7- نهج‏البلاغه فیض‏الاسلام، خطبه 184/611.
8- یونس /12.
9- شعراء /15.
10- غافر /28.
11- یونس /83.
12- اسراء /26 و27.
13- اعراف /31.
14- انعام /141.
15- فرقان /67.
16- اسراء /29.
17- نهج‏البلاغه فیض، حكمت 34/1153.
18- نهج الفصاحه، ص‏601.
19- رعد /8.
20- قمر /49.
21- اسراء /35.
22- زمر /54.
23- آل‏عمران /141.
24- اسراء /29.
25- میزان‏الحكمه، 4/448.
26- تفسیر برهان، 2/10.
27- همان، 2/416.
28- بقره /233.
29- وسائل، 15/258.
30- همان.
31- نهج‏البلاغه، خطبه‏16، ص‏69.
32- همان، خطبه‏213، ص‏704.
33- همان، خطبه 180.
34- اسراء /100.
35- احزاب /72.
36- احزاب / مضمون آیه‏67.
37- اعراف /31.
38- غافر /38.
39- انبیاء /9.
40- غافر /34.
41- غافر /43.
42- شعرا /151.

43- نساء /37.

44- تحف‏العقول، موعظه 82 از مواعظ النبى(صلی الله علیه و آله).

45- اصول كافى، ج‏2، كتاب دعا، ص‏275.
46- انعام /14.
47- وسائل‏الشیعه، 15/262.
48- غافر /3.
49- مؤمن /28.
50- وسائل الشیعه 15/285.
51- فهرست غررالحكم، ص‏159.
52- انبیاء /90.
53- فهرست غررالحكم، ص‏195.
54- ابراهیم /7.
55- نهج ‏البلاغه دكتر صبحى صالح، نامه‏26.
 
 
منبع: صحیفه مبین


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 10 آبان 1396 06:21 ب.ظ
سلام! من فقط می خواستم بپرسم آیا شما هرگز با هکرها مشکل دارید؟
آخرین وبلاگ من (وردپرس) هک شد و من از دست دادم
چند ماه کار سخت به دلیل عدم پشت سر گذاشتن.

آیا شما روشی برای جلوگیری از هکر ها دارید؟
یکشنبه 4 تیر 1396 07:55 ب.ظ
core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب
در آغاز آیا واقعا نشستن درست با من پس
از برخی از زمان. جایی درون پاراگراف شما در واقع موفق به من
مؤمن اما تنها برای کوتاه در حالی که.

من هنوز کردم مشکل خود را با فراز در
مفروضات و شما خواهد را سادگی به پر همه کسانی شکاف.
که شما در واقع که می توانید انجام من می بدون
شک بود تحت تاثیر قرار داد.
دوشنبه 1 خرداد 1396 08:58 ب.ظ
Superb, what a webpage it is! This webpage gives valuable facts to us,
keep it up.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:08 ب.ظ
Have you ever thought about publishing an ebook or guest authoring
on other sites? I have a blog based on the same subjects you discuss and would love to
have you share some stories/information. I know my audience would value your work.

If you are even remotely interested, feel free to shoot me an email.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی