تبلیغات
::وبلاگ قرآنی کوثر:: - فعالیت‌های دینی و فرهنگی امام سجاد )علیه السّلام)
 
::وبلاگ قرآنی کوثر::

امام سجاد ـ علیه السّلام ـ چهارمین پیشوای معصوم شیعیان، در عصر امامت خود هم چون سایر معصومین، ‌در راستای امر امامت، پیشوایی و هدایت جامعه، در شرایط خاص اجتماعی زمان خود بودند كه در حقیقت، یك بحران و جریان عقیدتی و فكری بزرگی كه زاییده عوامل متعددی بودند، كه می‌توان به مهم‌ترین این عوامل اشاره نمود:
1. فاصله گرفتن جامعه از مكتب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و محدودیتهای سیاسی و محدودیتهای سیاسی برای امامان ـ علیهم السّلام ـ از طریق منع نقل ونوشتن حدیث، مگر احادیث خاصی كه خلفای قبل اجازه داده بودند.
2. توطئه دستگاه جبار اموی در جهت دامن زدن به اختلافات فكری و مشغول كردن مردم به مسایل غیر مهم و بهره‌برداری سیاسی از آن، كه در نتیجه فرصت تبیین و تحقیق در این مسایل از دست می‌رفت.
3. گسترش دامنه فتوحات و مسلمان شدن سریع و بدون برنامه اقوام و ملل گوناگون با فرهنگهای متفاوت امام سجادع در راستای هدف بزرگ الهی خود كه هدایت و رهبری جامعه اسلامی می‌باشد در مقابل این انحرافات سكوت اختیار نكرد و با توجه به شرایط و اوضاع حاكم بر جامعه به مبارزه علیه این انحرافات پرداخت.
الف. هشدار نسبت به عقاید غالیان: امام ـ علیه السّلام ـ هم بر جریانهای فكری انحرافی درون جامعه شیعه نظارت داشت و هم بر جریانهای انحرافی دیگران. وقتی دید كه بعضی از شیعیان گرفتار عقیده غلو شده‌اند و ممكن است امامان ـ علیه السّلام ـ را از از شأن بندگی بالا برده و به الوهیت آنها معتقد شوند، هشدار داد و فرمود:
«جمعی از شیعیان ما در حدی ما را دوست خواهند داشت كه درباره ما چیزی كه یهود نسبت به عزیر و نصاری نسبت به عیسی گفتند، خواهند گفت: نه آنان از مایند و نه ما از آنانیم».[1]
ب. مبارزه با جبرگرایی: از جریانهای خطرناك در زمان امام سجاد ـ علیه السّلام ـ رواج اعتقاد به جبر از طرف دستگاه حاكم بود، ‌بنابر نقل مورخان، معاویه طلایه‌دار ترویج اعتقاد به جبر بود،[2] از این رو وقتی عایشه از او پرسید: چرا یزید را به جانشینی خویش برگزیدی؟ گفت: خلافت یزید قضاء و حكم الهی است و بندگان خدا حق دخالت در آن را ندارند».[3]
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ با صراحت این عقیده را رد كرد. چنان كه در مجلس ابن زیاد در كوفه، وقتی عبیدالله خطاب به امام ـ علیه السّلام ـ گفت مگر خدا علی بن حسین را نكشت؟ حضرت در جواب فرمود: برادری داشتم به نام علی كه مردم او را كشتند.[4]
ج. مبارزه با مشبهه: در عصر امامت امام سجاد ـ علیه السّلام ـ توحید خالص، یعنی منزه دانستن خداوند از تشبیه به مخلوقات به دست فراموشی سپرده شد، و با بهره‌گیری از عالمان دین فروش دنیا طلب، عقیده به تجسیم و تشبیه رواج یافت. امام سجاد ـ علیه السّلام ـ در مقابل این اعتقاد انحرافی نیز قاطعانه به مقابله پرداخت.
د. احتجاج با متصوفه و زاهد نمایان: یكی از حكمتهای سیره امام ـ علیه السّلام ـ خط بطلان كشیدن به روش زاهدنمایانی بود كه از دنیا بریده بودند و در برابر مردم عصر خویش هیچ گونه مسئولیتی احساس نمی‌كردند و فقط به عبادت و ریاضت می‌پرداختند در حالی كه در آن جامعه انواع بدعتها و ظلمها رواج داشت و بر آنان لازم بود نسبت به آن عكس العمل نشان دهند، حضرت علاوه بر این كه روش عملی خود، سیره و روش آنان را باطل اعلام كرد، به طور صریح نیز در مقابل آنان ایستاد پدر كلامی فرمود گروهی از این است بعد از این كه از امامان دین و شجره نبوت جدا شدند نحله‌ها و فرقه‌هایی شدند گروهی در اوهام رهبانیت خود را گرفتار كردند و...»[5].
هـ . برخورد و مبارزه با عالمان درباری: مسلماً در جامعه اسلامی آن روزگار، افراد زیادی بودند كه وضع دستگاه خلافت را وضع اسلامی می‌پنداشتند و این به خاطر اقدامات زیاد دستگاه اموی جهت مشروع جلوه دادن حاكمیت خویش بود یكی از این اقدامات جذب محدثان و علمای دینی به دربار حكومت بود تا احادیثی را از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ با صحابه آن حضرت به نفع آنان جعل كند تا بدین وسیله زمینه فكری كه پذیرش حكومت آنان در جامعه آماده سازند.
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ كه خطر این سررشته ناشایست فكری و فرهنگ در جامعه عصر خویش یعنی محدثان، مفسران، قراء و قضات درباری را جدی می‌دید، مبارزه‌ای شدید علیه آنان آغاز كرد. كه برای نمونه به چند مورد اشاره می‌شود.
برخورد با زهری: حضرت ابتدا با برخورهای نصیحت گرانه بنا داشت زهری را از این كار ناشایست بازدارد. لذا به طور غیرمستقیم به او فهماند كه دنیاطلبی ریشه همه گناهان و ستم‌هاست و هیچ چیز نزد خدا بعد از توحید و ایمان به نبوت مثل بغض دنیا نیست و نقاط ضعف زهری را كه حكومت هم انگشت روی آن گذاشته بود به او تذكر داد.[6]
همچنین زمانی زهری همراه امام بود، حضرت دست به دعا برداشت و ضمن آن به زهری فهماند: «ای نفس؛ تا كی به دنیا دل می‌بندی و تكیه‌ات را آبادانی آن قرار می‌دهی؟ آیا از نیاكانت عبرت نمی‌گیری.[7]
امام ـ علیه السّلام ـ با اندرزها سعی داشت او را به خطاهایش متوجه كند و به راه حق برگرداند. سرانجام حضرت با نوشتن نامه‌ای تند او را به شدت توبیخ كرد و راه و روشش را نكوهش نمود.
و این گونه مبارزات در مقابله با حسن بصری ادامه داشت.
حسن بصری در منی مشغول موعظه مردم بود در همان حال امام سجاد ـ علیه السّلام ـ از آن جا عبور كرد و به وی فرمود آیا از دین وصفی كه هم اكنون داری بین خود و خدای خود راضی هستی كه اگر در همین حال مرگت فرارسد هیچ نگران نباشی؟ حسن بصری گفت: نه راضی نیستم، امام فرمود: آیا به خود حدیث نفس می‌كنی تا تغییر وضع دهی! و از این وضعی كه راضی نیستی، بیرون آیی و كه از آن راضی هستی، وارد شوی؟ حسن چند لحظه سرش را پایین انداخت، سپس گفت: من آن را خلاف واقع عرض كردم؟
بعد از رد و بدل شدن كلمات میان حسن بصری و امام ـ علیه السّلام ـ حسن بصری پشیمان شد و پس از آن زمان حسن بصری مردم را موعظه نمی‌كرد.[8]
احتجاج حضرت با عباد بصری: امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: عباد بصری در راه مكه، خدمت علی بن حسین ـ علیه السّلام ـ رسید و به او گفت: علی! جهاد در راه خدا و دشواریها آن را كنار نهاده‌ای و به سوی حج و خوشی‌های آن روی آورده‌ای؟ در حالی كه خدا فرموده است: خداوند جان و مال مؤمنان را از ایشان خرید تا برایشان بهشت باشد. آنان در راه خدا می‌جنگند. می‌كشند و كشته می‌شوند وعده‌ای كه حقیقتاً در تورات و انجیل و قرآن به آن داده شده است و چه كسی از خدا به عهد خود وفادارتر است؟ مژده باد شما را به این معامله كه انجام دادید، كه آن رستگاری بزرگی است.[9]
تو آن جهاد و آن وعده خدا را ترك كرده و به حج آمده‌ای؛ امام در جواب فرمود: دنباله آیه را نیز بخوان،[10] عباد بقیه آیه را خواند و زمانی كه تمام كرد، امام ـ علیه السّلام ـ فرمود: هر گاه این گونه افرادی را كه خداوند توصیف كرده است یافتی، در این صورت جهاد به همراه آنان برتر از حج خواهد بود.
امام ـ علیه السّلام ـ با این موضع گیری، سیره و روش اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را درباره شركت در جنگ و جهاد بیان فرمود.


[1] . طوسی، ابوجعفر محمد بن المحسن، اختیار معرفی الرجال، ج 1، ص 336.
[2] . الطبرسی، حسن بن علی بن محمد بن علی بن الحسن (عماد الدین طبرسی). كامل بهایی، ج 2، ص 262.
[3] . ابن قتیبه دینوری، ابو محمد عبدالله بن مسلم، الامه و السیاسه، ج 1، ص 205.
[4] . الطبرسی، ابو منصور احمد بن علی بن ابیطالب، الاحتجاج، ص 311.
[5] . كشف الغمه، ج 2، ص 293.
[6] . كلینی الرازی، ابوجعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق، الاصول من الكافی، ج 3، ص 197.
[7] . ابن كثیر الدمشقی، ابوالفداء اسماعیل، البدایه و النهایه، ج 9، ص 128.
[8] . احتجاج، ص 313 و 314.
[9] . توبه، 111.
[10] . توبه، 112.

اندیشه قم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 06:13 ب.ظ
It is actually a nice and helpful piece of info.
I am happy that you simply shared this helpful info with us.

Please keep us informed like this. Thanks for sharing.
پنجشنبه 15 تیر 1396 11:23 ق.ظ
Precisely what I was looking for, regards for putting up.
سه شنبه 2 خرداد 1396 10:52 ب.ظ
Good post. I learn something totally new and challenging on sites I stumbleupon on a daily
basis. It will always be useful to read through articles from other writers and use something from other web sites.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:38 ب.ظ
I'll right away seize your rss feed as I can not find
your email subscription link or newsletter service.
Do you've any? Please allow me understand so that I may subscribe.
Thanks.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی