تبلیغات
::وبلاگ قرآنی کوثر:: - پیروی از قرآن و اهل بیت (ع)
 
::وبلاگ قرآنی کوثر::
یكی از مباحث بسیار مهم و باارزش در معارف دین مبین اسلام و مذهب نورانی تشیع، پیروی از اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ در كنار پیروی از قرآن است؛ زیرا قرآن و عترت پیامبر اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ دو ودیعه الهی و دو گوهر گرانبهای به امانت گذاشته شده از سوی رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ هستند كه تمسك به آن دو ، مایه حركت، رشد، سعادت و تكامل انسان‌ها و جوامع بشری به حساب می‌آیند.
این دو ثقل ارزشمند، نشأت یافته از یك منبع، و در حركت به یك مسیر، و سرانجام به یك مقصد منتهی خواهند شد. آنان كه به دنبال سعادت و هدایت در دنیا و آخرت هستند، بی‌تردید باید گمشده خویش را در آن دو، جست‌جو كنند، آن هم نه به صورت مجزا و جدا از هم؛ زیرا قرآن بدون عترت و عترت بدون قرآن، نه مورد توصیه قرآن است و نه مورد تأیید عترت؛ قرآن ابتدا پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ و سپس اهل بیت عصمت و طهارت را نخستین و برترین معلم، مبیّن و مفسّر آیات خویش معرفی نموده است. به راستی چه كسانی می‌توانند، بهتر از اهل بیت عصمت قرآن را تفسیر نمایند؟! از این‌رو، باید اهل بیت پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ را شناخت، و از آنان چگونه خواندن و چگونه فهمیدن قرآن را فرا گرفت.
نقش اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در مورد قرآن
در اینكه اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در زمینه قرآن چه نقشی دارند، می‌توان از خود قرآن جویا شد، و پاسخ را از زبان گویای خود قرآن شنید: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ * بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ»[1] ، «و پیش از تو، جز مردانی كه به آنها وحی می‌كردیم، نفرستادیم. اگر نمی‌دانید، از آگاهان بپرسید (تا تعجب نكنید از اینكه پیامبر اسلام از میان همین مردان برانگیخته شده است) * (از آنها بپرسید كه ) از دلایل روشن و كتب (پیامبران پیشین آگاهند) و ما این ذكر (= قرآن) را بر تو نازل كردیم، تا آنچه را كه به سوی مردم نازل شده است، برای آنها روشن سازی؛ و شاید اندیشه كنند!».
مرحوم علامه طباطبایی (قدس سره) در ذیل آیه بالا، در مقام بیان و مقصود از «ذكر» كه پیامبر است یا قرآن، «أهل الذكر» را در جمله «فسئلوا أهل الذّكر» همان اهل بیت تفسیر كرده و از همین جمله استفاده می‌كند كه اهل بیت مبیّن و معلّم قرآن هستند. و به لحاظ اینكه خطاب در آیه خاص است و ممكن است، مورد خاص مندرج در صدر آیه، مراد و مقصود باشد، با ضمیمه كردن حدیث شریف «ثقلین» به آیه دوم همین سوره، مبیّن بودن اهل بیت را كشف می‌كند و می‌فرماید:
«و فی الآیه دلاله علی حجّبه قول النبی ـ صلی اللّه علیه و آله ـ فی بیان الآیات القرآنیّه، و أمّا ماذكره بعضهم أنّ ذلك فی غیر النصّ و الظاهر من المتشابهات أو فیما یرجع إلی أسرار كلام اللّه و ما فیه من التأویل فممّا لاینبغی أن یصغی إلیه. هذا فی نفس بیانه ـ صلی اللّه علیه و آله ـ ، ویلحق به بیان أهل بیته لحدیث الثقلین المتواتر و غیره، و أمّا سائر الاُمّه من الصّحابه أو التابعین أو العلماء، فلا حجیّه لبیانهم لعدم شمول الآیه و عدم نصّ معتمد علیه یعطی حجیّه بیانهم علی الإطلاق»[2] «این آیه دلالت دارد بر حجیت قول رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ ، در بیان آیات قرآن و تفسیر آن، چه آن آیاتی كه نسبت به مدلول خود صراحت دارند، یا آنها كه ظهور دارند، یا آنها كه متشابه‌اند، یا آیاتی كه مربوط به اسرار الهی هستند، بیان و تفسیر رسول خدا در همه آنها حجت است، و اینكه بعضی گفته‌اند، كلام رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ در تفسیر متشابهات و آن آیات كه مربوط به اسرار الهی‌اند، حجیت دارد، و اما آن آیاتی كه در مدلول خود صریح و یا ظاهرند، و احتیاج به تفسیر ندارند، كلام رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ در آن موارد حجت نیست، حرف صحیحی نیست، و نباید به آن اعتنا نمود.
«این در خود بیان رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ است، و در ملحقات بیان آن جناب كه همان بیانات ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ است، نیز مطلب از این‌قرار است؛ زیرا به حكم حدیث ثقلین بیان ایشان هم بیان رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ است و ملحق به آن است، به خلاف سایر افراد است، هر چند صحابه و یا تابعین و یا علمای امّت باشند، كلامشان حجت نیست، برای اینكه آیه شریفه شامل آنان نمی‌شود، نصّی هم كه بتوان به آن اعتماد نمود و دلالت بر حجیت علی الاطلاق كلام ایشان كند، در كار نیست».[3]
در برخی از كتب تفسیری اهل سنّت نیز «اهل ذكر» به ائمه اهل بیت ـ علیهم السلام ـ تفسیر شده است[4].
همچنین در همین خصوص مرحوم علامه ـ رحمه اللّه علیه ـ در تفسیر آیه: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِیرُ»[5] ، «سپس این كتاب (آسمانی) را به گروهی از بندگان برگزیده خود، به میراث دادیم؛ (امّا) از میان آنها عده‌ای بر خود ستم كردند و عده‌ای میانه‌رو بودند، و گروهی به اذن خدا در نیكی‌ها (از همه) پیشی گرفتند، و این همان فضیلت بزرگ است». می‌فرماید:
«واختلفوا فی هؤلاء المصطفین من عباده من هم؟ فقیل: هم الأنبیاء، وقیل: هم بنو إسرائیل و... وقیل: هوالمأثور عن الصادقین ـ علیه السلام ـ فی روایات كثیره مستفیضه أنّ المراد بهم ذریّه النبیّ ـ صلی اللّه علیه و آله و سلّم ـ من أولاد فاطمه (س)، وهم الداخلون فی آل إبراهیم فی قوله: « إنَّ اللّه اصطفی ءادم و نوحاً و ءال إبراهیم...»[6]،وقد نصّ النبیّ ـ صلی اللّه علیه و آله ـ علی علمهم بالقرآن، وإصابه نظرهم فیه و ملازمتهم إیّاه، بقوله فی الحدیث المتواتر المتّفق علیه: «إنّی تارك فیكم الثقلین كتاب اللّه و عترتی أهل بیتی لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض».
وعلی هذا، فالمعنی بعد ما أوحینا إلیك القرآن ـ ثم للتراخی الرتبی ـ أورثنا ذریّتك إیّاه وهم الذین اصطفینا من عبادنا إذا اصطفینا آل إبراهیم»[7] .
«در اینكه منظور از این بندگان خاص، چه كسانی‌اند، مفسرین اختلاف كرده‌اند، بعضی گفته‌اند: انبیا هستند، بعضی دیگر گفته‌اند بنی اسرائیل‌اند، كه جزء مشمولین آیه: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِینَ»، «خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داده» هستند.
و بعضی دیگر گفته‌اند: امت محمّداند كه قرآن را از پیغمبر خود ارث برده، و نیز به سوی او بازگشت می‌كنند، و علمای‌شان بدون واسطه، از قرآن بهره‌مند می‌شوند، و بقیه امت به واسطه علما، و بعضی دیگر گفته‌اند: تنها علمای امت محمّدیّه ـ صلی اللّه علیه و آله ـ هستند.
بعضی دیگر ـ كه روایات بسیار زیادی از دو امام باقر و صادق ـ علیهم السلام ـ بر طبق‌شان هست ـ گفته‌اند: مراد به این كسانی كه اصطفا شده‌اند، ذریّه رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ از اولاد فاطمه (س) هستند كه جزء آل ابراهیم و مشمول آیه: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِینَ» نیز هستند.
و رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ هم تصریح فرموده به اینكه: عالِم به قرآن ایشانند، و نظر ایشان درباره قرآن صائب است، و همواره ملازم با قرآن‌اند، و این را در روایتی فرموده كه متواتر و مورد اتفاق دو طایفه امت از شیعه و سنی است، كه فرمود؛ «من دو چیز گران بین شما می‌گذارم، و می‌روم، یكی كتاب خدا، و یكی هم عترتم و اهل بیتم، و نشانی عترتم آن است كه حتی چشم بر هم زدنی، از قرآن جدا نمی‌شوند، و این دو همیشه ملازم هم هستند، تا با هم بر كنار حوض كوثر من را دیدار كنند».
بنابراین معنای آیه چنین می‌شود: بعد از آنكه ما قرآن را به تو وحی كردیم ـ چون كلمه «ثم» معنای بعدیّت رتبی را افاده می‌كند ـ آن قرآن را به ارث ذریّه‌ات كه ما اصطفاءشان كردیم، و از بین همه ‌بندگان، آنان را در همان روزی كه «آل ابراهیم» را بر می‌چیدیم برچیدیم، و انتخاب كردیم».[8]
آنچه كه تاكنون گفته شد، نقش اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نسبت به قرآن، از نظرگاه خود قرآن بود، و اما از زبان رسول گرامی اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ ، جامع‌ترین و كامل‌ترین سخن، همان حدیث «ثقلین» است كه فرمود:
«إنّی تارك فیكم الثقلین، كتاب اللّه و عترتی، ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا أبداً وأنّهما لن یفترقا حتّی یردا علی الحوض»[9].
نكاتی كه از این حدیث شریف و گرانبها به دست می‌آید، عبارتند از:
1. از اینكه حضرت در روزهای واپسین عمرش، كتاب خدا و عترت خویش را در دریف هم و با تعبیر به: «إنّی تارك فیكم الثقلین»، «من دو چیز گرانبها را در بین شما ترك می‌كنم»، مورد توصیه همگان قرار می‌دهد، نشان دهنده نقش و جایگاه آن دو در هدایت انسان‌ها، و تعیین وظیفه نسبت به تبعیت از آن دو برای دیگران، و در اهتمام ورزیدن مسلمانان نسبت به آن دو است.
[1] . نحل، 43 ـ 44.
[2] . المیزان فی تفسیر القرآن، ج 12، ص 261.
[3] . ترجمه المیزان فی تفسیر القرآن، ج 24، ص 128.
[4] . التفسیر لابن كثیر، ج 4، ص 930.
[5] . سوره فاطر، آیه 32.
[6] . سوره آل عمران، آیه 33.
[7] . المیزان فی تفسیر القرآن، ج 17، ص 45.
[8] . ترجمه‌ المیزان فی تفسیر القرآن، ج 33، ص 73.
[9] . فضائل الخمسه عن الصحاح الستّه، ج 2، ص 53.

صاحب‌علی محبّی


2. از تعبیر به: «كتاب اللّه و عترتی» استفاده می‌شود، همان‌گونه كه قرآن كریم در تمامی قرون و اعصار جاویدان است، عترت پیامبر نیز در كنار قرآن، جاویدان خواهد بود، كما اینكه جمله پایانی فرمایش حضرت، تصریح به همین مطلب دارد كه فرمود: «و أنّهما لن یفترقا حتَّی یردا علی الحوض».
3. از تعبیر به: «ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا أبداً» استفاده می‌شود كه آن دو مایه سعادت دنیوی و اخروی برای آنان كه آن دو را نصب العین خویش قرار دهند، به حساب می‌آیند.
4. تعبیر به: «إن تمسّكتم بهما» به ما نحوه تبعیّت و پیروی از قرآن و عترت را می‌آموزد، و آن این است كه ما در اطاعت و پیروی، آن دو را در ردیف هم قرار دهیم. به عبارت دیگر، پیروی از قرآن بدون اهل بیت و پیروی از اهل بیت بدون قرآن، نه تنها مایه‌ هدایت و سعادت نخواهد بود، بلكه مایه ضلالت و گمراهی انسان خواهد بود؛ زیرا به دنبال آن فرمود: «لن تضلّوا أبداً»؛ یعنی اگر شما، انسان‌ها قرآن را مؤید عترت پیامبر و هم‌چنین عترت پیامبر را مبیّن و مفسّر قرآن دانستید، هرگز دچار لغزش، ضلالت و گمراهی نخواهید شد.
اینجا است كه با كلام حضرت، میزان نقش اهل بیت عصمت و طهارت در مورد قرآن برای ما روشن می‌شود.
5. نكته مهم دیگری كه از «حدیث ثقلین» به دلالت التزام، به دست می‌آید، عبارت است از حفظ و صیانت قرآن از تحریف؛ زیرا طبق فرمایش پیامبر بر همگان تكلیف است كه در مقام تبعیت از قرآن و عترت، آن دو را در كنار یكدیگر داشته باشند؛ از این‌رو، وظیفه هر محقق و پژوهشگر قرآنی هم این است كه در پژوهش‌های قرآنی خویش، اعم از تفسیر و غیره، فرمایشات اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ را نیز در كنار قرآن ملاحظه نماید، تا راه، هدف و مطلب صواب را به كمك هم دریابد، و سعی و تلاش این است كه آن دو گوهر گرانبها در طول تاریخ بشر از هر صدمه و آسیبی در امان بماند و حفظ شود، در نتیجه خود انسان نیز در پناه صیانت قرآن از تحریف، با استفاده از رهنمودهای عترت پیامبر، هرگز دچار ضلالت و گمراهی نخواهد شد.
اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ، مفسّران اصلی قرآن
مطلب مهمی كه مستفاد از نكته‌های یاد شده بالا است عبارت است از اینكه اهل بیت پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ پس از رسول گرامی اسلام، تنها مفسّران اصلی و واقعی قرآن كریم هستند، و آنانند كه باید به كمك و یاری‌شان، قرآن را به نحو صحیح تفسیر، تعلیم و تبیین كرد؛ زیرا قرآن، این كلام الهی، به فرمایش خود قرآن نور است: «أَنْزَلْنا إِلَیْكُمْ نُوراً مُبِیناً»[1]، و كلام خدا جلوه‌ای از خدا است، و خدا نیز به مقتضای: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[2] نور است، پس كلام خدا هم نور است. بنابراین، كسی می‌تواند با قرآن در ارتباط باشد كه خود نیز وجود نورانی یافته باشد. و این نورانیّت به نحو كامل‌تر و روشن‌تر فقط در اهل بیت ـ علیهم السلام ـ وجود دارد، چنانكه در زیاره «جامع‌ كبیره» می‌خوانیم: «و أنتم نور الأخیار»[3] .
و از طرفی، قرآن حقیقت و كنه رفیع و بلند مرتبه‌ای دارد، تا جایی كه خود می‌فرماید: «لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ»[4] . یعنی غیر از پاكان كسی به كنه و حقیقت آن دست نمی‌یابد؛ لذا چه كسانی بهتر و پاك‌تر از اهل بیت ـ علیهم السلام ـ كه قرآن، خود، نیز آنان را چنین معرفی كرده و می‌فرماید: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً»[5] .
بنابراین پاكانی چون اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند كه می‌توانند، به آن حقیقت بلند، دست یابند.
به علاوه، این سخن نیز از اهل بیت ـ علیهم السلام ـ است كه فرمودند: «لیس العلم بالتعلّم إنما هو نورٌ یقع فی قلب من یرید اللّه ـ تبارك و تعالی ـ أن یهدیه»[6] .
علم نور است؛ ولی نصیب هركس نمی‌شود، بلكه نصیب كسانی می‌شود كه خود را به نور علم و معرفت نزدیك كرده، و زمینه مشمولیت اراده و مشیت الهی را در خود ایجاد كرده باشند. مصداق بارز و كامل این حقیقت، خاندان پاك پیامبر هستند؛ زیرا قرآن به عنوان نور معرفی شده، و علم حقیقی هم بنا بر آنچه خود فرموده‌اند نور است، و این نور هم به قلب كسی راه می‌یابد كه زمینه استعداد در او باشد، پس چه كسی یا كسانی را می‌توان یافت كه زمینه استعداد آنان از این خاندان بیشتر و بهتر باشد؟ ما این آمادگی را جز در سینه‌های پاك و نورانی اهل بیت رسول اللّه ـ صلی اللّه علیه و آله ـ نمی‌یابیم.
و به همین حقیقت، آن سخن مولای متقیان، دلالت دارد كه فرمود:
«و اعلمو أنّكم لن تعرفوا الرّشد حتّی تعرفوا الّذی تركه، و لن تأخذوا بمیثاق الكتاب حتّی تعرفوا الّذی نقضه، و لن تمسّكوا به حتّی تعرفوا الّذی نبذه، فالتمسوا ذلك من عند أهله فإنّهم عیش العلم، و موت الجهل، هم الّذین یخبركم حكمهم عن عملهم، و صمتهم عن مّنطقهم، و ظاهرهم عن باطنهم، لایخالفون الدّین، و لایختلفون فیه، فهو بینهم شاهد صادق، و صامت ناطق»[7] .
«و بدانید هرگز به راه راست (دین حقّ) پی نخواهید برد تا كسی را كه آن را واگذاشته (از آن پیروی ننموده) بشناسید، و هرگز به عهد و پیمان قرآن وفا نمی‌كنید (بخدا و رسول ایمان نمی‌آورید) تا كسی را كه نقض عهد كرده و پیمان شكسته (به آنها نگرویده) بشناسید، و هرگز كتاب خدا چنگ نمی‌زنید (به دستور آن رفتار نمی‌نمایید) تا كسی را كه آن را دور انداخته (به احكام آن عمل ننموده) بشناسید، پس (چون اشخاصی را كه در راه راست قدم ننهاده و عهد و پیمان قرآن را شكسته و آن را رها كرده‌اند شناختید و از آنها دوری و بیزاری جستید) راه راست و وفای به عهد و پیمان وكیفیّت وابسته شدن به قرآن را از اهل آن (ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ ) درخواست نمایید، زیرا ایشان زنده دارنده علم و دانش و میراننده جهل و نادانی هستند (به دلیل اینكه) آنانند كسانی كه حكم ایشان ( احكام شرعیّه و تكالیف الهیّه كه بیان فرموده‌اند) شما را آگاه می‌سازد و از علم و دانائیشان، و خاموشی آنها (در جایی كه سخن نباید گفت) از (نیكویی) گفتارشان، و ظاهرشان از باطنشان (برابری گفتار و كردارشان از درستی اعتقاد و راستی ایمان‌شان) مخالف دین نیستند (زیرا زمام آن به دست آنها بوده و معصوم و مبرّی از هر عیب و گناه می‌باشند) و در (هیچ حكم از احكام) آن با یكدیگر اختلاف ندارند (زیرا علوم آنان از یك سرچشمه كه معدن رسالت باشد فرا گرفته شده است) پس دین درباره آنان گواهی است راستگو ( به یگانگی و عدم اختلاف آنها گواهی می‌دهد) و خاموشی است گویا (در حقیقت دین گویا است كه حقّ با ایشان است و ایشان با حق هستند، اگر چه در ظاهر سخنی نمی‌گویند)».
از ظاهر بعضی آیات قرآن نیز چنین بر می‌آید كه نور علم و معرفت را در هر گنجینه‌ای نمی‌توان جست و جو كرد، بلكه در سینه ‌كسانی می‌توان یافت كه خدای خالق و بخشنده به آنان عطا كرده باشد. در سوره «عنكبوت» می‌خوانیم:
«بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلاَّ الظَّالِمُونَ»[8].
«ولی این آیات روشنی است كه در سینه دانشوران جای دارد؛ و آیات ما را جز ستمگران انكار نمی‌كنند!»
در ذیل همین آیه، روایاتی از امام باقر ـ علیه السلام ـ وارد شده كه آن حضرت، معصومین ـ علیهم السلام ـ را مصداق «أُوتُوا الْعِلْمَ» به شمار آورده‌اند، در اینجا به نقل دو روایت اكتفا می‌كنیم:
1. أحمد بن محمّد، عن الحسین بن سعید، عن القاسم بن محمّد الجوهریّ عن محمّد بن یحیی، عن عبدالرحیم[9]. عن أبی جعفر ـ علیه السلام ـ قال: إنّ هذا العلم انتهی إلیَّ فی القرآن، ثم جمع أصابعه، ثم قال: «بل هو آیتٌ بیِّنتٌ فی الصدور الذین أُتوا العلم»[10].
2. عن أحمد بن مهران، عن محمّد بن علیّ، عن حمّاد بن عیسی، عن الحسین بن المختار، عن أبی بصیر قال: سمعت أبا جعفر ـ علیه السلام ـ یقول فی هذه الآیه: «هو آیتٌ بیِّنتٌ فی الصدور الذین أُوتوا العلم» فأومی بیده إلی صدره»[11].
مقام اهل بیت در ارتباط با قرآن
مقام اهل بیت ـ علیهم السلام ـ آن قدر با قرآن مرتبط است كه در روایات ما آن دو گوهر گرانبها قرین هم و در معیّت هم معرفی شده‌اند. امام «سجاد» ـ علیه السلام ـ در جواب سؤال معنا و مفهوم «معصوم» فرمود:
«هو المعتصم بحبل اللّه[12]، و حبل اللّه هو القرآن لایفترقان إلی یوم القیامه، والإمام یهدی إلی القرآن و القرآن یهدی إلی الإمام، و ذلك قول اللّه ـ عزّوجلّ ـ :«إنَّ هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم»[13]»[14].
««معصوم» همان اعتصام كننده و چنگ‌زننده به ریسمان خدا است، و ریسمان خدا، همان قرآن است كه تا روز قیامت (قرآن و معصوم) از یكدیگر جدا نمی‌شوند، پیشوا كسی است كه به سوی قرآن هدایت می‌كند، و قرآن هم به سوی امام هدایت می‌كند، و این معنای همان آیه شریفه است كه خدای ـ عزّوجلّ ـ فرمود: «إنّ هذا القرآن یهدی للّتی هی أقوم»، «این قرآن، به راهی كه استوارترین راه‌ها است، هدایت می‌كند».
امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ نیز این معیّت را با تعبیر دیگر بیان نموده و می‌فرماید:
«إنّ اللّه ـ تبارك و تعالی ـ طهَّرنا و عَصَمَنا و جَعَلَنا شُهداء علی خلقه و حجّته فی أرضِهِ و جعلنا مع القرآن و القرآن معنا لانفارقه ولا یفارقنا »[15].
[1] . سوره نساء، آیه 174.
[2] . سوره نور، آیه 35.
[3] . عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 276.
[4] . سور‌ه واقعه، آیه 79.
[5] . سوره أحزاب، آیه 33.
[6] . بحارالأنوار، ج 1، ص 225، ح 17.
[7] . وسائل الشیعه، ج 18، ص 137، باب 13 از أبواب صفات قاضی، ح 26، نهج البلاغه فیض الإسلام، ص 450، خ 147، ش 15 ـ 18.
[8] . سوره عنكبوت، آیه 49.
[9] . در بصائر الدرجات: «عبدالرحمن» آمده است.
[10] . بصائر الدرجات، ص 204، ح 1؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 255، ح 14؛ كنز الدقائق، ج 10، ص 158.
[11] . الكافی، ج 1، ص 213، ح 1؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 254، ح1؛ كنز الدقائق، ج10، ص 155.
[12] . در پاورقی معانی الأخبار آمده است: «أی أنَّ معصومیّته بسبب اعتصامه بالقرآن و عدم مفارقته عنه».
[13] . سوره اسرار، آیه 9.
[14] . معانی الأخبار، ص 132، ح 1.
[15] . الكافی، ج1، ص 191، ج 1.
صاحب‌علی محبّی
«خدای تبارك و تعالی ما را پاكیزه نمود و نگهداری فرمود و مار را بر خلقش گواه ساخت، و در زمینش حجت نهاد، و ما را همراه قرآن و قرآن را همراه ما قرار داد، نه ما از آن جدا می‌شویم و نه او از ما جدا می‌شود (كردار و گفتار ما با حقیقت معانی و مضامین قرآن منطبق است و جدایی ممكن نیست؛ زیرا ما سر مویی هم از قرآن تجاوز نمی‌كنیم)».
‌ گرچه رسول گرامی اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ قرآن را «ثقل اكبر» و عترت را «ثقل اصغر» معرفی كرده و می‌فرماید: «إنّی مخلف فیكم الثقلین الثقل الأكبر القرآن الثقل الأصغر عترتی و أهل بیتی»[1].
لیكن به دنبال این سخن ـ كه در حجّه الوداع بود ـ حضرت انگشت سبابه دست راست را با سبابه دست چپ جمع كرد و فرمود: «كإصبعیّ هاتین ـ و جمع بین سبّابتیه ـ ولاأقول: كهاتین ـ و جمع بین سبّابتیه و الوسطی ـ فتفضل هذه علی هذه»[2]
«آن دو (= قرآن و عترت) مثل دو انگشت سبابه كه در كنار هم باشند، (و) هیچ‌گونه برتری بر یكدگر ندارند، می‌باشند، نه مثل دو انگشت سبابه و وسطی كه وقتی كنار هم قرار می‌گیرند، یكی برتر ـ (بلندتر) ـ از دیگری است».
البته منظور از اكبر بودن قرآن نسبت به عترت، بدان جهت است كه قرآن پیام خدا است، و بر بندگان خدا ـ حتی پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ ، تكریم و خضوع در برابر كلام و پیام مولا لازم و واجب است. همان‌گونه كه فقیه برجسته، شیخ جعفر كاشف الغطا در مورد برتری قرآن نسبت به كتاب‌های آسمانی و انبیای الهی سخن به میان آورده، و می‌فرماید:
«إنّه ـ القرآن ـ أفضل من جمیع الكتب المنزله من السماء و من كلام الأنبیاء والأصفیاء، و لیس بأفضل من النّبی صلی اللّه علیه و آله وسلم و أوصیائه ـ علیهم السلام ـ ، وإن وجب علیهم تعظیمه و احترامه؛ لأنَّه ممّا یلزم علی الملوك ـ وإن قرب من الملك نهایه القرب ـ تعظیم ما ینسب إلیه من أقوال... فتواضعهم لبیت اللّه ـ تعالی ـ وتبرّكهم بالحجر والأركان والقرآن ولمكتوب من أسمائه وصفاته من تلك الحیثیّه لا ـ تقضی بزیاده الشرافیّه»[3].
«همانا قرآن، نسبت به تمامی كتاب‌های آسمانی، و سخن انبیا و انتخاب شده‌گان از سوی خدا برتری دارد؛ ولی نسبت به پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ و أوصیای او برتری ندارد، هر چند تعظیم و احترام آن، بر آنان واجب است؛ زیرا بر بنده و مملوك، احترام آنچه كه به مولای او منسوب است، لازم است، هر چند قرابت و نزدیكی آن بنده، نسبت به مولایش در نهایت قرب و نزدیكی باشد، بنابراین، تواضع پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ و أوصیای او نسبت به خانه خدا، و تبرّك آنان به «حجرالأسود» و اركان خانه خدا، و نسبت به قرآن و أسما و صفات آن، نشان از برتری آنها نیست».
در پایان موضوع بحث، از مطالبی كه تا به اینجا درباره نقش اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در خصوص قرآن بیان شده، نتیجه می‌گیریم كه اهل بیت پیامبر شایسته‌ترین افراد در تعلیم، تفسیر و تبیین واقعی قرآن كریم هستند، و باید از رهنمودهای آنان در فهم كلام الهی كمك گرفت و دیگر اینكه آنان نیز باید دركنار و معیّت قرآن، مورد اطاعت و پیروی قرار گیرند.

[1] . بحارالأنوار، ج 89، ص 102، ح 80.
[2] . غیبه النعمانی، ص 17؛ تفسیر القمی، ج1 ، ص 3.
[3] . كشف الغطاء، ص 297.
صاحب‌علی محبّی


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 14 اردیبهشت 1397 02:22 ب.ظ
That is really fascinating, You are a very skilled blogger.
I've joined your rss feed and stay up for in the hunt for extra
of your great post. Additionally, I have shared your website in my social networks
پنجشنبه 16 شهریور 1396 08:10 ق.ظ
With havin so much content do you ever run into any issues of plagorism or copyright violation? My blog has a lot of completely unique content I've either created myself or outsourced but it appears a lot of it is popping it
up all over the internet without my agreement. Do you know any solutions to help protect against content from being ripped off?
I'd really appreciate it.
سه شنبه 2 خرداد 1396 12:23 ب.ظ
I every time emailed this weblog post page to all my
friends, for the reason that if like to read it then my
friends will too.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:06 ق.ظ
I like what you guys tend to be up too. Such clever
work and exposure! Keep up the awesome works guys I've added
you guys to our blogroll.
سه شنبه 15 اردیبهشت 1388 11:01 ب.ظ
ضمن عرض تبریک به شما دوست عزیز که توانسته اید با زحمات فراوان وبلاگ بسیار زیبای خود را به ثبت برسانید...و تشکر فراوان بابت مطالب بسیار ارزنده و فواید ان برای هر بازدید کننده ای...شما را به گروه بزرگ اكسین ادز جهت درج وبلاگ خود و زیباسازی محیط وبلاگ، به ازای ثبت وبلاگ و واریز پول توسط ما به شماره حساب بانکی شما دعوت مینماییم...
ثبت نام با شما....بازدید روزانه از وبلاگتان و واریز پول به حساب بانکی شما توسط ما...کافیست در سایت زیر ادرس وبلاگ و شماره حساب بانکی خود را درج نمایید..در هر کجا که هستید..بعد از 24 ساعت تاثیر انرا خواهید دید..به گروه بزرگ اكسین ادز بپیوندید.
عضویت سریع:
http://www.oxinads.com/?a=22810
همچنین سایت های پر بازدید ایران ، عضویت فعالی دراین گروه دارند.....به ازای هر کدام از وبلاگهایتان پول در میاورید...در هر کجا و در هر زمان و درهر وضعیت مالی که هستید..به گروه 3 میلیونی اكسین ادز بپیوندید.
عضویت سریع فقط در اینجا:
http://www.oxinads.com/?a=22810
http://www.oxinads.com/?a=22810
اگر باور ندارید نمونه انرا در وبلاگ میهن بلاگی زیر ببینید.نمونه کارکرد بسیار عالی این گروه ..تعداد بازدید کنندگان روزانه در این وبلاگ را ببینید....و جویای میزان در امد ان شوید..
http://sportchi.mihanblog.com/post/category/11
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی